eitaa logo
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
339 دنبال‌کننده
20 عکس
9 ویدیو
0 فایل
' بـہ‌ نــٰـامِ خداےِ مهربـان ¦ 🌥 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ میبندم در قلبمو به روی همتون "یکی یکی"🩸 رأس21شب💡 به قلم؟ ســٰــایــہ‌ ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝙼𝚎 ; @mi_saye ارتباط بامن
مشاهده در ایتا
دانلود
اومدم براتون پارت بذارما💡 . .
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_ششم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ به من چه ای " به زبون اوردم و به سمت تخ
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ تا جایی که لب لب صورتم رسید ؛ این فاصله اصلا حس خوبی نداشت ! سرشو نزدیک گوشم کرد " نفسای گرمش به گوشم میخورد " تنم عجیب مور مور میکرد گرمم شد هوای لعنتی بدتر از من ! +من اینجام، هرلحظه مراقبتم' دور شد و از اتاق بیرون رفت ! تو بهت موندم هرلحظه مراقبتم؟ این چه کوفتی بود خب به جهنم؛ مرتیکه چندش آور- صدای زنگ گوشیم رو مخم بود -بلهههه +چته الاغ؟ -نادیا اصن چرند نگوعا +خیل خب چته؟ زنگ زدی حموم بودم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_هفتم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ تا جایی که لب لب صورتم رسید ؛ این فا
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ - هیچی همینطوری چخبر؟ +کیان میخواد بیاد دنبالم میخوای باهم بریم بیرون؟ -اوکیه، میام +حله حاضـــرشو بای بای بعد از قطع تماس سمت لباسا رفتم و کراپ سفیدی همراه شلوار جین لی و مانتوی لیم و شال آبی نفتیم برداشتم و سریع پوشیدم سمت میز آرایشی که کنار مبل قرار داشت رفتم و شروع کردم به آرایش غلیظ و قشنگی خط چشم آبی نفتی نازک و قشنگ گونه هامو به صورتی سرخابی قشنگی درآوردم و رژلب سرخابی ای کارو تموم کردم کیفمو از رو تخت برداشتم و از اتاق زدم بیرون سمت مامان که داشت خونه رو میگشت رفتم و بوسه ای رو گونش زدم +دختره ورپریده -مامااااان +این آرایش غلیظت چیه؟ -هیچی با نادیا و کیان میریم بیرون +مراقب باشیااا مادر ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_هشتم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ - هیچی همینطوری چخبر؟ +کیان میخواد ب
𝐌𝐄 , @mi_saye نظرات،انتقادات،پیشنهادات ،همکاری و.. شما را میشنوم🤎📄 پی ویم پر باشه از حرفاتونااا📜🤍
بیدارید خوجملام ؟! 🤭🍟
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
بیدارید خوجملام ؟! 🤭🍟
پس آماده باشید دست به سینه 🙂‍↔️❤️‍🔥
منتظریننن؟ نون داغو بیارممم🫵🏻🧈
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_هشتم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ - هیچی همینطوری چخبر؟ +کیان میخواد ب
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ -چشم ننه قمر با خنده ای از خونه ی عموی عجیبم زدم بیرون با اسنپ تا دم خونه نادیا رفتم زنگ زدم . . زنگ زدم . . +اومدمممم بعد ۲مین در با شتاپ باز شد و گلمون یهو مث وزغ خودشو انداخت تو تنم +چطوری؟ یاسی جونیم؟ کجا رفتین امروز؟ چیکارکردین؟ همه رو باید برام تعریف کنی؛ -باشه +کیانم الان میاد صبرکن یکم دختر خوشگل شدم؟ زشت نیستم؟ آرایشم؟ لباسم؟ خوبه؟ -آره نادیای خنگ خودم +وای یاسی میترسم حس میکنم خیلی بد شدممممم خیلییییی -نه عه کیان تورو ساده ام میخواد الان ک خوبی بدون حس حرفامو میزدم کوتاه و سرد من دختر پرانرژی و سرحالی بودم نادیا از چیزی خبرنداشت ! دلم نمیخواست بدونه ! ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_نهم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ -چشم ننه قمر با خنده ای از خونه ی عمو
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ کیان و نادیا دخترخاله و پسرخاله بودن و از بچگی عاشق هم درست بعد از دیپلم قراره باهم ازدواج کنن ۳سال دیگه !! +هوووی یاسی کجاااییی!؟ -جان بگو؟ +امروز ی جوری شدی چیزی شده بهم نمیگی؟ بعد یه مکث کوتاه و جواب ندادن من.. +نکنه دوس نداشتی بیای؟ -نه این چه حرفیه، من کسلم اتفاقا الان ک میام باهاتون بهترم میشم یهو آقای گاو با اون موتور سبز قشنگش از راه رسید و نادیا مث گربه هایی که فقط خودشونو لوس میکنن از گردن کیان آویزون شد ! حالم بهم زن ترین حرکت تو دنیا !!!! اخه این چیه؟ مثلا دختریا یکم غرور *سلام آبجی گل یاس -خودتو مسخره کن میمون *به دل نگیر بشینید بریم نادیا نشست و منم پشتش و قشنگ بهش چسبیدم از اینکه نقشمو فهنیده بود حرصی نگاهم کرد میخواستم از گردن کیان آویزون نشه و با موهاش بازی نکنه حداقل جلو من خجالت خوبه هااا *اون عقب هوا چطوره؟ ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_دهم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ کیان و نادیا دخترخاله و پسرخاله بودن و
𝐌𝐄 , @mi_saye نظرات،انتقادات،پیشنهادات ،همکاری و.. شما را میشنوم🤎📄 پی ویم پر باشه از حرفاتونااا📜🤍