نصف حمومهای زندگیم برای این بوده که توقع داشتم حین اون چهل تا شصتدقیقه در دنیای بیرون حموم معجزهای اتفاق بیفته
I guess I just wanted somebody to need me.
"و اگر دیدی به ناگاه، خون من بر سنگفرش خیابان جاریست، بخند زیرا خندهی تو، برای دستان من، شمشیریست آخته"