eitaa logo
آرشیوِ جناییِ یونیک🕵🏻
12 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
به نامِ خداوندی که هیچ رازی از او پنهان نیست.
📌 برای دسترسی راحت‌تر به پرونده‌ها، از هشتگ‌ها استفاده کنید. ( پرونده‌های جدید به‌ مرور به این آرشیو اضافه میشن.) لینک پیام ناشناس جهت نظرات و صحبت های شما : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2zfltar&btn=پیام.ناشناس.
پرونده ی "تمام شد" | "Tamám Shud" پارت اول! دهم آذر ماه ۱۳۲۷، ساعت ۶ و نیم صبح در ساحل سامرتون استرالیا، زوجی که برای قدم زدن اومده بودن با جسد مرد شیک پوشی مواجه شدن که به دیوار ساحلی تکیه داده بود. اونا با پلیس تماس گرفتن و پلیس ها سر صحنه حاضر شدن. طبق مشاهدات پلیس مرد به دیوار ساحلی تکیه داده بود، پاهاش روی هم بودن و دست راستش روی سینش و دست چپش کنار بدنش بود. هیچ نشونه ای از درگیری، زخم یا بهم ریختگی دیده نمی شد... پلیس بلافاصله جیب های جسد رو گشت. همراه اون مرد یه وسایل معمولی مثل بلیت اتوبوس، بلیت قطار، آدامس، کبریت، شونه و سیگار بود... هیچ مدرک هویتی و کارت شناسایی باهاش دیده نشد، برای همین سریع تر جسد رو به پزشکی قانونی منتقل کردن تا هم علت مرگ مشخص بشه و هم اثر انگشتش رو برای تعیین هویت برای بقیه ی اداره ها ارسال کنن. پزشکی قانونی جسد رو کالبد شکافی کرد. بیرون بدن سالم بود اما بیشتر اندام‌های داخلی جسد، به‌ویژه طحالش، کبد و کلیه‌هاش دچار احتقان شدید شده بودن و معدش هم خونریزی داشت... پزشک قانونی احتمال مسمومیت رو مطرح کرد ولی خب هیچ سمی تو بدن مرد شناسایی نشد ... از اون طرف اثر انگشت جسد رو برای همه ی ادراه های پلیس داخل و خارج از استرالیا فرستادن ولی هیچ مچی پیدا نکردن...بعد رفتن عکس جسد رو توی روزنامه ها منتشر کردن تا شاید کسی بتونه شناساییش کنه ولی بازم جوابی نگرفتن... و این یعنی پلیس عملاً با جسدی مواجه بود که نه هویت داشت و نه علت مرگ... در همین حین پلیسایی که داشتن لباس ها و دارایی های مرد رو بررسی میکردن متوجه ی شدن همه ی برچسب های لباسا کنده شده...انگار مرد از عمد میخواسته که قابل ردیابی نباشه یا همچین چیزی؟
آرشیوِ جناییِ یونیک🕵🏻
پرونده ی "تمام شد" | "Tamám Shud" پارت اول! دهم آذر ماه ۱۳۲۷، ساعت ۶ و نیم صبح در ساحل سامرتون است
پرونده‌ی "تمام شد" | "Tamám Shud" پارت دوم! چند ماه از پیدا شدن جسد گذشته بود. پلیس تقریباً هر کاری که از دستش برمیومد انجام داده بود ولی هنوز نه هویت مرد مشخص شده بود و نه علت مرگش... تا اینکه تصمیم گرفتن لباس‌های مرد رو یه بار دیگه، این بار با دقت خیلی بیشتری بررسی کنن... همین بررسی دوباره باعث شد به چیزی برسن که توی بازرسی اولیه از چشمشون دور مونده بود... داخل شلوار مرد، یه جیب خیلی کوچیک و مخفی پیدا کردن! توی اون جیب فقط یه تیکه کاغذ بود... روی کاغذ فقط دو کلمه چاپ شده بود: Tamám Shud پلیس اول معنی این عبارت رو نمی‌دونست، اما بعد فهمید که این عبارت فارسیه و همون‌طور که ما میدونیم معنیش میشه: «تمام شد». بررسی‌ های پلیس نشون داد که این تیکه کاغذ از آخرین صفحه‌ی کتاب رباعیات خیام کنده شده...کتابی که نسخه‌ های مختلفی ازش توی استرالیا وجود داشت. حالا پلیس باید اون نسخه ای رو پیدا می‌کرد که آخرین صفحه‌اش کنده شده بود... یه مدت بعد، یه مردی با پلیس تماس گرفت و گفت که چند ماه قبل، یه کتاب از همین نوع رو روی صندلی عقب ماشینش پیدا کرده... ماشینی که اون شب نزدیک ساحل سامرتون پارک شده بوده... وقتی پلیس کتاب رو بررسی کرد دید که یه تیکه از آخرین صفحه‌ ی کتاب کنده شده و تیکه کاغذی که از جیب مرد پیدا کرده بودن کاملاً با جای خالی اون صفحه مطابقت داشت. یکم بیشتر که کتاب رو نگاه کردن دیدن پشت جلد کتاب، یه شماره تلفن و چند ردیف حروف عجیب و غریب نوشته شده...یه چیزی شبیه یه پیام رمز گذاری شده.... و متأسفانه پلیس نمی‌دونست این حروف چه معنایی دارن، برای چی نوشته شدن و اصلاً چه کسی اونا رو نوشته...