نمیدانم چه میخواهم خدایا...
به دنبال چه میگردم شب و روز،
چه میجوید نگاه خستهٔ من،
چرا افسرده است این قلب پر سوز!
ز جمع آشنایان میگریزم...
به کنجی میخزم آرام و خاموش،
نگاهم غوطهور در تیرگیها،
به بیمار دلِ خود میدهم گوش:)!
#فروغ_فرخزاد
بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟
بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟
به دلم می کشم از طرحِ نگاهت غزلی
بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟
غزلی از تپش این دلِ خود ساخته ام
بلدی عشق مرا در دلِ خود راز کنی؟
دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن
بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟