چَشمِ من،گریه چرا؟!
تا کجا آه و فغان؟
ای گلو !
صحرای خشکیدهی بغض ..
شب به شب،خس خس خشک
حمل کردی تو در آن کنجِ کبود
با توام مغز ترک خوردهی من ..
خاطرات سرد را
از پسِ گوشهی دیوارهی خود دور بریز
و تو ای پای خیال !
یاد یاران وفادار به خود جای بده
هر کجا خاری بود،
شک نکن تا به ابد خاشاک بود ..
هیچ تپه،تل و خاک
قله و کوه نمی سازد آه !
🍃🍃غنچهگندم🌱
‹ چند روزی میشود از او ندارم یک خبر،
غم درون سینهام زور آزمایی میکند
شب که میآید دلم آرام میگیرد کمی
شب مرا در گیرِ حسی ماورایی میکند
آسمان هم صحبت ماه است و میخندد ولی
ماه من پس ای خدا کی رونمایی میکند:)؟
#سعید_غمخوار
- گرچه میگویند با یک گل نمیگردد بهار،
من به بوی تک گل یادش بهاران گشتهام🌱🫠 -
زندگی درک همین اکنون است،
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است
که نخواهد آمد!
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی؛
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز دریغش کردی،
آخرین فرصتِ همراهی با امید است:)!💙
#سهراب_سپهری