دیگه تو سنی هستیم که
یکی باید باشه که باشه...
دیگه حوصله قهر و آشتی نداریم،
یکی که مطمئن باشم همش هست :)
💔💔💔
درد دل با کَس نگفتم ، درد من گفتن نداشت ؛
خنده بر لب میزنم، هرچند خندیدن نداشت..
اولین بار که دیدمش
از نگاهش نور چکه میکرد
و ماه توی قهوهی چشمهایش شناور بود؛
و من یقین یافتم که او، گونهی انسانیِ ماه است.
- لاادری
از همان روزی كه گفتی اهل چایِ و قهوهام،
كافه گردی میكنم شايد تو را پيدا كنم:))!