💔💔💔
درد دل با کَس نگفتم ، درد من گفتن نداشت ؛
خنده بر لب میزنم، هرچند خندیدن نداشت..
اولین بار که دیدمش
از نگاهش نور چکه میکرد
و ماه توی قهوهی چشمهایش شناور بود؛
و من یقین یافتم که او، گونهی انسانیِ ماه است.
- لاادری
از همان روزی كه گفتی اهل چایِ و قهوهام،
كافه گردی میكنم شايد تو را پيدا كنم:))!
724.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رو سفیدم میکنند و فخر مادر میشوند
نوجوان هایم سپر های برادر میشوند
من بلدم آن قدر دیر بخوابم
که اندوهم را خواب کنم!
اما یکی به من بگوید
کِی از خواب بیدار شوم که اندوه،
زودتر از من بیدار نشده باشد؟!
•حسین آذری