در شعرهای من؛
ممکن است
ماه، راه شود
و کوه، دریا
اما درد؛
کماکان
همان است که بود..
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد ♥️
دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم
که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
به دو صد بام برآیم به دو صد دام درآیم
چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد
از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
گفتم به تو عاشقی مکن کار تو نیست
بچه، تو هنوز شیر باید بخوری🤤
دوباره شعر گفتهام، بخوان که سرد میشود
برس به داد قلب من که کوه درد میشود
به وسعت تخیلش به بال واژههای خود...
ببین چگونه شاعری، فضا نورد میشود
به داد واژهای برس که جذب شعر میشود
ولی بدون حس تو، دوباره طرد میشود
تو فصل سبز رویشی، بمان کنار ساقهام
که بی تو رنگ و روی من، دوباره زرد میشود
به داد من نمیرسی ولی به داد ما برس...
که بی تو زوج عشق ما، دوباره فرد میشود!🥀🥀🍁🍁🍂
هرکه مرا به روضه تو راه داده است
تاج محبت تو به فرقم نهاده است
از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما
تصویری از عزای محرم فتاده است
ماهکنعانَم بِرفت از کُلبهی احزان ولی..
عکس رویَش بر دَرو دیوار مییابَم هَنوز:)!🍃☘
- ای که شعر دیگران را ساده از بَر میکنی . .
شعرهای من برای توست باور میکنی:)؟🍃
حلالم کن اگر فردا از اینجا بي خبر رفتم
شبيه شاعری تنها به رویا بي خبر رفتم
چه پنهان از تو این شبها دلم بسیار میگیرد !
اگر رفتم چو موج از داغ دریا بي خبر رفتم
اگر رفتم بدان داغي درون سينه ام بوده
كه با ياد تو بودم ليک تنها بي خبر رفتم
همين امروز را شايد برای دیدنت ماندم
و مثل اشک چشمان تو فردا بي خبر رفتم
حلالم ميكني يا نه ؟ دلم قصد سفر دارد
حلالم كن اگر فردا از این جا بي خبر رفتم