ماکویریمسمت باران ها به راهافتادهایم
آه ازاین باران که هرگز کام مارا ترنکرد!ッ
به سالها بعد فکر میکنم!
به زیبایی سپیدی موهایمان
میدانستی؟
پیر شدن کنار تو چقدر میچسبد!؟
اینکه دستانم بلرزند،
پاهایم توان راه رفتن نداشته باشند،
و کنارت بنشینم و بیاختیار
سنگینیِ سرم را روی شانههایت رها کنم!
خوابم ببرد
و رویای آن روزی را ببینمدکه برای اولین بار گفتهام
"دوستت دارم"
و تو خندیدی...
«مهران رضاییان»
± میگفت :
بهترینشناگرهمکهباشییهشب
تورویایِیكنفرغرقمیشی :)!☁️'🧡›
گرد است زمین بین شلوغی خیابان ...
شاید که یک روز مسیرت به من افتاد؛
شبتون بخیر
چشمهایت🍃🌸
سحرگاه را به پرندگانِ صبح
ابرهای بارانزده را به رنگینکمان
ماه را به عشقبازانِ ساکت
وطن را به من، نشان میدهد...
صبحتون زیبا و دلنشین 🥰
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روحِ او مشتاقِ هُنر است ،
مشتاقِ کشیدنِ چشم ها ،
مشتاقِ نوشتنِ احساسات ،
مشتاقِ نواختنِ آرامش🪴..
#مجهول
من از جهان چه خواستم؟
کمی نشستن و به ماه و آسمان نگاه کردن و کمی دویدن و به قلههای دورها رسیدن و کمی سکوت کردن و صدای کائنات را شنیدن و کمی از عشق گفتن و شنفتن و کمی رهایی و شکوهِ آشنایی و کمی سفر🪽؛
Haamim4_6026269673874525453.mp3
زمان:
حجم:
3M
دل که نه جانم برایش تنگ شده :)
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪۍ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪۍ ﺧﻮﺩ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ،
ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ
ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷُﺮ ﺷُﺮِ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭد
ﺯﻧﺪﮔﯽ آﻥ ﮔﻞِ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮآﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ دارد!
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ، ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ🌿؛
ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺِ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ.. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ . .