در باور من، ریشه زدے، رحم نکردے!
هی زخم بر اندیشه زدے، رحم نکردے!
تا خواست نهالم ثمرے از تو بگیرد،
هی تیشه زدے، تیشه زدے، رحم نکردے!
یک باغچه از خاطره ها سهم دلم بود،
در خاطر من، بیشه زدے، رحم نکردے!
آهوے پریشان شده دشت تو بودم...
صیاڊ شدے، گیشه زدے، رحم نکردے!
اکنون که دلم دست تو افتاده چه کردے؟
هی سنگ بر این شیشه زدے، رحم نکردے!🌿🌿
عشق یعنی:
"اختیار اینو بدی که نابودت کنه، اما اعتماد کنی که اینکارو نمیکنه"
گَهی گریان ، گَهی خندان ، گََهی چون اَبر سرگردان ، گَهی عاقلتر از عاقل ، گَهی نادانتر از نادان..! ️
همیشه یک راز باش؛
آن هم رازی کلافه کننده
آدم ها به محض اینکه
از تو همه چیز بدانند،
ترکت می کنند...