چای گیجی وسط کافه ی دنیا بودم
قند لبخند تو پیش همه محبوبم کرد
دور کردند تو را تا که مرا سرد کنند
تلخی بی کسی ام قهوه مرغوبم کرد
آرمین طاهری
تو مهتابی و من مرداب؛
خوشحالم که امشب هم،
مرا از دور میبینی..
تو را از دور میبوسم..!
اخمهایت میبَرد دل را، نمیدانم چرا
خندههایت هم که...واویلا، نمیدانم چرا
اینغزلمقدارناچیزیست ازوصف تو که
واژه میبخشی به این رؤیا، نمیدانم چرا
دلبرِ بینقصِ من، فرهادِ مجنونِ توام
بهتر از شیرینی و لیلا، نمیدانم چرا
هیچ میدانی خودت زیباترین شعر منی
قالبی بینام و پُر معنا، نمیدانم چرا..🍃🍃.
گفت چادرت را بپوش ایمان مَردی نلرزَد
گفتم ایمانی که با گیسویت بلرزد، به چه ارزد؟🌻
شُست باران هَمهيِ کوچه خیابانها را!
پس چِرا ماندِه غَمَت بَر دِلِ بارانيِ مَن؟
- حسین منزوي
خسته از عمرٍ زمستانم، بهارم میشوی؟
شانهات کو؟! ابرِ بارانم، قرارم میشوی؟
شبتون بخیر باشه 🌙✨