تو مهتابی و من مرداب؛
خوشحالم که امشب هم،
مرا از دور میبینی..
تو را از دور میبوسم..!
اخمهایت میبَرد دل را، نمیدانم چرا
خندههایت هم که...واویلا، نمیدانم چرا
اینغزلمقدارناچیزیست ازوصف تو که
واژه میبخشی به این رؤیا، نمیدانم چرا
دلبرِ بینقصِ من، فرهادِ مجنونِ توام
بهتر از شیرینی و لیلا، نمیدانم چرا
هیچ میدانی خودت زیباترین شعر منی
قالبی بینام و پُر معنا، نمیدانم چرا..🍃🍃.
گفت چادرت را بپوش ایمان مَردی نلرزَد
گفتم ایمانی که با گیسویت بلرزد، به چه ارزد؟🌻
شُست باران هَمهيِ کوچه خیابانها را!
پس چِرا ماندِه غَمَت بَر دِلِ بارانيِ مَن؟
- حسین منزوي
خسته از عمرٍ زمستانم، بهارم میشوی؟
شانهات کو؟! ابرِ بارانم، قرارم میشوی؟
شبتون بخیر باشه 🌙✨
یکشنبه
اتفاق غریبی ست
که به چشم هاي تو منجر میشود
من و تو
سال هاست کنار هم راه میرویم
تا دیگران از روی شانه هاي ما به ایستگاه برسند
شبیه دو ستاره ي دنباله دار
که شروع نشده
به انتهای خود فکر میکنند✨✨🌿