رنج گل بلبل کشید و
برگِ گل را باد برد ...
بیستون را عشق کند و
شهرتش فرهاد برد :))
#لاادری
و من او را
طوری نگاه میکردم
انگار آخرین گلی بود
که در جهان باقی مانده بود.
•جمال ثریا
خیلی چیزها سخت است دنی. زندگی تکه تکه سراغ آدم میآید. بعضی تکهها اینقدر بزرگ هستند که نمیشود ازشان در رفت.
•سایمون ونبوی
من دوستت نداشتم؟
من حتی وقتی داشتم از خستگی میمردم، میگفتم خوابم نمیاد تا بیشتر با تو حرف بزنم.
- بہ نستعلیق قرآن مے سپارم اشتباهم را
چہ لذت بخش ڪردہ خط چشمانت گناهم را...🌱
دیریست که آتش از تنم میریزد
صد حنجره خون از سخنم میریزد
با بار غمی که روی دوشم ماندهست
بر کوه اگر تکیه کنم، میریزد ....
#ایرج_زبردست
دوتا چایی ریخت،
گذاشت رو میز گفت بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم!
نگفت ناراحت نباش
نگفت حالا دیگه پیش اومده چیکار میشه کرد،
نگفت اینم میگذره، کلیشه تحویلم نداد!
گفت بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم.
آدم باید یکیو داشته باشه باهاش بشینه غصه بخوره.
زندگی که فقط قسمت کردن خنده و شادی نیست ...
•حامد رجب پور