من دوستت نداشتم؟
من حتی وقتی داشتم از خستگی میمردم، میگفتم خوابم نمیاد تا بیشتر با تو حرف بزنم.
- بہ نستعلیق قرآن مے سپارم اشتباهم را
چہ لذت بخش ڪردہ خط چشمانت گناهم را...🌱
دیریست که آتش از تنم میریزد
صد حنجره خون از سخنم میریزد
با بار غمی که روی دوشم ماندهست
بر کوه اگر تکیه کنم، میریزد ....
#ایرج_زبردست
دوتا چایی ریخت،
گذاشت رو میز گفت بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم!
نگفت ناراحت نباش
نگفت حالا دیگه پیش اومده چیکار میشه کرد،
نگفت اینم میگذره، کلیشه تحویلم نداد!
گفت بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم.
آدم باید یکیو داشته باشه باهاش بشینه غصه بخوره.
زندگی که فقط قسمت کردن خنده و شادی نیست ...
•حامد رجب پور
زندگیمان شده است یک انباری بزرگ
از تمام چیزهایی که دوستشان نداریم؛
درد این است ...
•طاهره اباذری هریس
روزی که با تک تک خنده هایت ذوق کردم
با قطره قطرهٔ اشک هایت، اشک ریختم
و با تمام وجودم تو را زندگی کردم،
فهمیدم که تا چه اندازه
بـه تـو مبتلا شـدهام.
•ابوالفضل برات زاده