عمر رفته و یه سری از زخمها
حتی با تلافی کردنم خوب نمیشه
مواظب قلب آدما باشید.
فقط اونجای که شاملومیگه:
بیا درلا به لای ورق های این کتاب
یکدیگرراببوسیم،نگران آبرو هم نباش
اینجا کسی کتاب نمی خواند..!🪴
<<فقط اونجای که جورج به البرت میگه:
من نیز هزاران ارزو ورویا را در خاک چال کردم..پس بامن از رها کردن حرفی نزن
دقیقا اینجاشو خیلامون زندگی کردیم..!>>