خودمانیم رفیقان، به کسی بر نخورَد
هر هوس را به غلط عشق حسابش کردیم
علیرضا ضرغامی
هر شب
می جویم
سمت و سویت را
با ستاره چشمانت
وقتی که در آغوش شب
بغل می گیرم
زانوی غم را
عشـق
ڪَاهی لبخند میشود
روے لبت!
ڪَاهی دلتنڪَی میشود
میافتد بہ جانت
#لیلا مقربی
پرسیدند چگونه در میان این شلوغی پیداش کردی؟ گفت: کدام شلوغی ؟ من غیر از او کسی را ندیدم …
رَفتی و شاعر شُدم شِعر و غزل ها خواندم
شاعِرم کردی بسوزد جگرت از چه غم ها خواندم
دلم بابونه و باران
دلم یک دشت بی پایان
دلم یک هم سُرایی با صدای آب
دلم انگیزه می خواهد
دلم رفتن ،
دلم تغییر می خواهد
دلم دریا ،
دلم یک ساحل از شنهای سَرگردان
دلم باد و هوایِ ابری و موجِ خروشان و منِ بنشسته در ساحل ؛
دلم یک خواب می خواهد
دلم شوقی به یک رویا
دلم پرواز می خواهد.