دلخوش نشستہام...
ڪہ شاید ڪَذر ڪنے...
لعنت بہ شایدے ڪہ مهیا نمےشود...
قبل از اینکه عاشقت شوم
با زبان رابطهی خوبی داشتم
با مهارت یک جادوگر حرفهای با آن بازی میکردم
فرمانروای پرندگان و سرور خوانندگان بودم
اما بعد از اینکه تو معشوقم شدی
حافظهی زبانیام را به طور کامل از دست دادهام
دیگر جز نام تو، نام دیگری را
و جز صدایت، صدای دیگری را به خاطر نمیآورم
نزار قبانی
با تو بودن چقدر خوب است؛
و صدای تو وقتی میخوانی ام،
مثل عطر خاک باران خورده،
مثل لمس دکمه ی پیراهنت در تاریکی،
مثل فکر بوسه ات،
هوس انگیز!
با تو بودن چقدر خوب است!
آنقدر که مسافر خواهم شد
اگر تمام جاده ها
به سوی تو
یک طرفه باشد!
✍🏻 #حامدنیازی❥♥️❥
زمینازدلبرانخالیستیامنچشمودلسیرم
که میگردم ولی زلف پریشانی نمیبینم . !