نمیدونم
فقط کاش میشد از پشت همین گوشی بغلت کرد ،
و از گرمای وجودت قرض گرفت...
کاش میشد تو تک تک لحظه هایی که به خاطرت
پروانه ها تو قلبم به پرواز در میومدن میشد
از پشت همین گوشی لپاتو بکشم و پیشونیتو ببوسم؛
تو ازم دوری ولی قلبت، نزدیک ترینه به قلبم...
عصر است هوا خوب و
زمین مست و زمان یار ،
یک قاصدک ای کاش
نشیند لب ِ دیوار ،
کامل شود عصرانه وُ
احوال ِ خوش ِ من ،
با یک خبر از یار :
" رسد لحظه ی دیدار "
عصرتون_بخیر🥰
آه، ای عشق تو در جان و تن من جاری؛
دلم آن سوی زمان
با تو آیا دارد..
وعدهی دیداری؟
چه شنیدم؟
تو چه گفتی؟
آری؟!
تخته کردم خانهی دل، قفل کردم سینه را
بعد تو ویران بماند خانهی ویرانهام...
مپرس از من چرا
در پیلہے مهر تو محبوسم
کہ عشق از پیلہهاے
مرده هم پروانہ مےسازد
مگو شرط دوام دوستے
دورے ست باور کن
همین یڪ اشتباه
از آشنا بیگانہ میسازد
کجای سینه ...؟؟
پنهان کنم نامت را
که تمام من
آغشته است
به نفسهای
#پـریـسا_سیـروس
ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨـﺪ
"تــو"ُ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﭼﺸـﻢ "ﻣـﻦ" ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺪ
ﻭ ﻧﻤﯽفهمنــد
"تُـو"
ﭼﺸـمﻫﺎے ﻣﻨﯽ...