آه، ای عشق تو در جان و تن من جاری؛
دلم آن سوی زمان
با تو آیا دارد..
وعدهی دیداری؟
چه شنیدم؟
تو چه گفتی؟
آری؟!
تخته کردم خانهی دل، قفل کردم سینه را
بعد تو ویران بماند خانهی ویرانهام...
مپرس از من چرا
در پیلہے مهر تو محبوسم
کہ عشق از پیلہهاے
مرده هم پروانہ مےسازد
مگو شرط دوام دوستے
دورے ست باور کن
همین یڪ اشتباه
از آشنا بیگانہ میسازد
کجای سینه ...؟؟
پنهان کنم نامت را
که تمام من
آغشته است
به نفسهای
#پـریـسا_سیـروس
ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨـﺪ
"تــو"ُ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﭼﺸـﻢ "ﻣـﻦ" ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺪ
ﻭ ﻧﻤﯽفهمنــد
"تُـو"
ﭼﺸـمﻫﺎے ﻣﻨﯽ...
گاهی
نه آهنگی حرف دل تو را می زند
نه "شعرهایت"
باید ، همان لحظه
آغوشش باشد ، زبانِ احساس اش
تا دلِ بی قرارت را آرام کند ..
#مژگان_بوربور
«دلم برایت تنگ شده خوبِ من»
همين چند كلمه،
جانم را به لب
می رساند هر شب،
تا بنويسم
و برايت ارسال كنم ...
علی قاضی نظام