شب فرو میافتاد !
به درون آمدم و پنجرهها را بستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه
تنها ، تنها
غم عالم به دلم ریخته بود .
- جناب ابتهاج
روزها رفتند و من دیگر،
خود نمیدانم کدامینم؟
آن منِ سرسختِ مغرورم؟
یا منِ مغلوبِ دیرینم؟
- فروغفرخزاد
تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
و همین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا میخوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم و
تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی
چقدر خوبه یکی تو زندگیت باشه،
هم همدمت باشه،
هم همرازت،
هم عشقت باشه،
هم رفیقت،
دیگه نیازی به هیچکس نداری!🫠