شدهام باز عزادار نپرسید چرا!
اشك میریزم و این بار نپرسید چرا . .
من پر از طعم غریبانهی ویران شدنم!
پیکرم را که زدم دار نپرسید چرا . .
شهرتان شهر قشنگیست نمیگویم نیست!
دلم از آن شده بیزار نپرسید چرا . .
عینك حوصلهام گم شده چشمم کم سوست!
سایه میبینمتان تار نپرسید چرا . .
گفتم از شهر شما میگذرم هیچ کسی!
از من خستهی بیمار نپرسید چرا . .🚶🏽♀،،
درگیر چشم های تو بودم
که صبح شد...
یادم نبود آمده بودم که ببوسمت ✨❤️
#صبح و روزتون ختم بخیر و عشق❤️
خوشممن با تبِعشقت،طبیبِآمد جوابشکن
حبیبم ، چشمِبیمارِ تو بس باشد طبیبِ من