نوشته فروغ برای آخرین تولدش💙
خوشحالم که موهایم سفید شده و پیشانیم خط افتاده و میان ابروهایم دوتا چین بزرگ در پوستم نشسته است.خوشحالم که دیگر خیالباف و رؤیایی نیستم، دیگر نزدیک است که سی و دو سالم بشود. هرچند که سی و دو ساله شدن یعنی سی و دو سال از سهم زندگی را پشت سرگذاشتن و به پایان رساندن.اما در عوض خودم را پیدا کرده ام.
ما انسان ها مثل مداد رنگی هستیم، شاید رنگ مورد علاقه ی یکدیگر نباشیم، اما روزی برای کامل کردن نقاشی هایمان دنبال هم خواهیم گشت، به شرط اینکه همدیگر را تا حد نابودی نتراشیم..
و سرانجام کسی خواهد آمد و با مهربانی هایش به تو نشان خواهد داد که تو قبل از دیدنِ او اصلاً زندگی نکرده ای.
- نسیم بهجتی
ناز کشیدن به سبکِ شاعرانه:
من فقط تشنه خندیدنِ لب های توام
جانِ من جانِ خودت جانِ خدا قهر نکن