همه ی مردمِ این شهـر عـذابم کردند!
در نبـودت همگی خانـه خرابم کردند!
بعدِ تـو هیچ کسی حالِ مرا درک نکرد
مثلِ بیگانه در این شهر حسابم کردند!
پیر وکودک همه باطعنه به من خندیدند
با اشاره خُـل و دیـوانـه خطابم کردند!
شیشهٔ قلبِ من از اینهمه آزار شکست
در تبِ آتـشِ عشقِ تـو کبـابـم کردند!
آنچنـان از غم و اندوه دلم پُر خون شد
کـه طبیبان همه یک باره جوابم کردن
هر کجا در پیِ تو گشتم و در میکده ها
از غمِ دوریِ تـو، مست و خرابم کردند!
بعدِ تـو میروم از شهرِ تو با خاطره ات
میروم! چون همهٔ شهـر عذابم کردند!
هیچ چیز لذت بخشتر از این نیست که
یک نفر احساست رو بفهمد
بدون اینکه مجبورش کنی.
میگفت: «بچه که بودم، مادرم زیر درختِ توت چادر پهن میکرد که توتها روی زمین نریزن و ما توتِ تمیز بخوریم. به مادرم میگفتم با چوب به شاخهها بزن که توتِ بیشتری بریزه.»
مادرش جواب میداد: «درختِ باردار را نباید زد.»
بعد یک قطره اشک ریخت، برای مادرش، برای درخت توت...
ابراهیم_سلطانی
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویر زیبایی رو از ایتالیای زیبا مشاهده می فرمایید😊
مرد آنست كه در عشق صداقت دارد
در رهِ منزلِ ليلاش، شهامت دارد ..
مرد آنست كه در قهر وُ جدايی حتّی
از عزيزش همه جا قصدِ حمايت دارد ... 🫠
کوتاه براتون آرزو کنم:
امیدوارم قلبتو پیش آدمی جا بذاری
که عقلت تا ابد تاییدش کنه.
به حرف جناب مولانا گوش کنید ضرر نمیکنید که میگه:
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد