عصر است،
مرا مهمان کن!
به فنجانی قهوه ی تلخ از چشمانت،
و چند حبه قند از لبانت
میدانیکه من قهوه ام را شیرین می خورم..🤍
- آزی فرهادی
زندگی از من فراموشکردنت را میخواهد
و این چیزیست که قلبم از فهمیدنش ناتوان است
#محمود_درویش
کتاب جدید اروین یالوم رو گرفتم و صفحه اولش به زیبایی تمام نوشته بود، سوگواری بهایی است که بابت شجاعت دوست داشتن دیگران میپردازیم ...!
دل های ما که به هم نزدیک باشن
دیگر چه فرقی می کند
که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودن های دور میترسم
ز کدام رَه رسیدی؟ زِ کدام در گذشتی؟
که ندیده دیده ناگه به درونِ دل فتادى؟
هوشنگ ابتهاج
صدای خنده های تو
افتادن تکه های یخ است
در لیوان بهار نارنج
بخند!
می خواهم گلویی تازه کنم!
“محسن حسین خانی”