<خود ندانم چه خطایی کردم
که ز من رشتهٔ الفت بگسست
در دلش جایی اگر بود مرا
پس چرا دیده ز دیدارم بست
هرکجا مینگرم بازم اوست
که به چشمان ترم خیره شده
درد عشق است که با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چیره شده❤️🔥>
کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیر
بهانه است چه بهتر بهانه را بپذیر
چو بَردهای که امیدش به روز آزادیست
صبور باش و به تن تازیانه را بپذیر
#فاضل_نظری
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعا کنیم خوشی ببارد
و صلح باشد و عشق...
و زمین جای قشنگی بشود
برای زندگی....
بوی بهشت میشِنوم از صدای تو
نازکتر از گل است، گلِ گونههای تو
ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من
ای بوی هرچه گل، نفس آشنای تو
ای صورت تو آیه و آیینۀ خدا
حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو
صد کهکشانْ ستاره و هفت آسمانْ حریر
آوردهام که فرش کنم زیر پای تو
چیزی عزیز تر ز تمام دلم نبود
ای پارۀ دلم٬ که بریزم به پای تو
امروز تکیهگاه تو آغوش گرم من
فردا عصای خستگیام شانههای تو
در خاک هم دلم به هوای تو میتپد
چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو
« عشق یعنی: »
همون بغل کردنای چند ثانیهای همون بوسههای یواشکی همون دیدنای پر از استرس عشق یعنی: تپشِ قلبِ من موقع دیدن تــو :)
دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه ی درد است و با دل کار دارد
فریدون مشیری