"در حقِ عاشق دعای خیر محضِ دشمنیست
هرکه مرگم از خدا خواهد نکوخواهِ من است"
دلتنگی که دست خود آدم نیست، انگار یهو یچیز دور قلبت و گلوت میپیچه و میخواد خفت کنه.
چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدی
دفتر پر غزل خاطره هایم تو شدی
در سرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم تو شدی
درد من دوری از توست بغل وا کن عشق!
تا بگویم به همه قرص و دوایم تو شدی
دورم از دین خود و قبله ی من گم شده و
معبد و قبله ی من، ذکر دعایم تو شدی
دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم تو شدی.
خانه مسکوت غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم تو شدی🌚✨
به قول چارلز دیکنز:
«گریه کردن ریهها را باز میکند، چهره را شستشو میدهد، چشمها را ورزش میدهد و خشم را کاهش میدهد!»
پس وقتی حس کردی برای مدت طولانی قوی بودن، عیبی نداره که گریه کنی و دوباره قوی تر از قبل ادامه بدی!🩵
عاشق رو برعکس کنی میشه"قشاع"
لغت نامه ی دهنخدا رو که باز کردم معنی قشاع این بود
"دردی که درمان ندارد ..."