فرض کن
از روز ، خورشیدش را بگیرند
و از ماه آسمان را
از خواب هرچه رویا را
و فرض کن از عشق ، معشوقش را بگیرند.
و از پرنده پرواز را ،
چه میماند؟
من بدون تو همانم
با اینکه رفته یاد او، تا روز مرگم با من است
دیدن تصویرش فقط راهِ غم آسان کردن است
به نام همه عاشقانت قسم
که در راه تو مرگ هم زندگی ست
اگر زندگی تشنه ی مرگ ماست
کسی که نمرده است هم زنده نیست
خوب کردی که رُخ از آینه پنهان کردی
هر پریشاننظری لایق دیدار تو نیست!
هرکه دست از تو کشیدهست چه دارد در دست؟
چه طَلَب میکند آنکس که طَلَبکار تو نیست؟
#صائب_تبریزی
مثل عشقی که به دادِ دلِ تنها نرسد
ترسم این است که این رود به دریا نرسد
این که آویخته از دامنه ی کوه به دشت
می خرامد همه جا غلت زنان تا...، نرسد
ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ
از زمین کام بگیرد... به من اما، نرسد
پشت هر سنگ، درنگی، پس هر خار، خسی
حتم دارم که به همصحبتی ما نرسد
ماه مایوس شد و موج به دریا برگشت
بی سبب نیست که حتی به تماشا نرسد
من به هرصخره ازین فاصله می کوبم، سر
ترسم این است که این رود به دریا نرسد
حل میشود آیا برایم این معما صبح؟
ماهی ولی نورِ تو میتابد به هرجا صبح🍃
#امید_صباغ_نو