مثل عشقی که به دادِ دلِ تنها نرسد
ترسم این است که این رود به دریا نرسد
این که آویخته از دامنه ی کوه به دشت
می خرامد همه جا غلت زنان تا...، نرسد
ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ
از زمین کام بگیرد... به من اما، نرسد
پشت هر سنگ، درنگی، پس هر خار، خسی
حتم دارم که به همصحبتی ما نرسد
ماه مایوس شد و موج به دریا برگشت
بی سبب نیست که حتی به تماشا نرسد
من به هرصخره ازین فاصله می کوبم، سر
ترسم این است که این رود به دریا نرسد
حل میشود آیا برایم این معما صبح؟
ماهی ولی نورِ تو میتابد به هرجا صبح🍃
#امید_صباغ_نو
چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن
چه باشد ناز معشوقان بجز بیگانگی کردن
- مولانا
دلجویى كردن حضرت #سعدى
اونجا که میگه:
”اى سرو خوش بالاى من، اى دلبر رعناى من
لعل لبت حلواى من، از من چرا رنجیدهاى؟ "
گاهی
آدم ها با اینکه کنارت هستنـد ؛
اما غـزل خداحافظی را برایت خوانده اند!
با ؛
نادیده گرفتنشان ،بی توجهی ها ، بی احترامی ها
و چه بسیارند مانـدنـی های رفته...!