درونم سخت آشوب و به ظاهر خویشتن دارم
غمی از نوعِ بیرحمش پریشان کرده افکارم..
میشه از وجود قشنگ تو یه خونه ساخت
که تا ابد داخلش آروم گرفت
میشه ازش یه درخت کاشت که تا ابد
ازش سایه گرفت
میشه از وجود قشنگت تشکر کرد
میشه از خالق بابت بوجود آوردنت تشکر کرد که به من خاص ترین
فرد زندگیمو داد.
تمام عمر در خوف نمک نشناسها، اما تمام زخمها را از نمک پروردهها خوردیم!
قاصدک !
شعر مرا از بر کن؛
برو آن گوشه باغ
سمت آن نرگسِ مست
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن...
یک نفر یادِ تو را،
دمی از دل نبرد...
و کسی که آسمانها را بدون ستون برافراشت،
قادر است تمام بارهایی را که به قلب شما سنگینی میکند، از دوش شما بردارد...