تمام عمر در خوف نمک نشناسها، اما تمام زخمها را از نمک پروردهها خوردیم!
قاصدک !
شعر مرا از بر کن؛
برو آن گوشه باغ
سمت آن نرگسِ مست
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن...
یک نفر یادِ تو را،
دمی از دل نبرد...
و کسی که آسمانها را بدون ستون برافراشت،
قادر است تمام بارهایی را که به قلب شما سنگینی میکند، از دوش شما بردارد...