بیهوده نگردید به تکرار، در این شهر
او طرز نگاهش به خدا شعبه ندارد!
-انسیه آرزومندی
دوست داشت در جهانی خالی از هر گونه شرارت و ظلم زندگی کند اما متأسفانه تمام دنیاهایی که میتوانست انتخاب کند، پر از انسان بودند!
- کتابخانه نیمه شب
شهریارمیگهکه:
منهرنفسمبرنفسِنازتوبنداست
منمشتريَمقيمتلبخندتوچنداست|
چنان چسباندهام هر تکه از دل را به یکدیگر
که کم کم میشوم بعد از غم تو آدم دیگر
گاهی برای خوب شدن حالت نباید سمت آدمای دیگه بری، گزینه های بهتر و مطمئن تری هست، بارون، موسیقی، سفر، قهوه و کتاب... حداقل اینا بهت پشت نمیکنن ترکت نمیکنن...