از عشق من به هر سو در شهر گفتگوییست
من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد
- شهریار
در چشم تو دیدم غم پنهان شدهات را
پنهان نکن احساس نمایان شدهات را
یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار
یا جمع کن آن موی پریشان شدهات را
”مجهول|𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧‟
شاید شکستن یه آینه جبران شود ؛
اما جانِ من !
کاری که تو با آبادی قلبِ من کردی . .
به گمانم دیگر هیچوقت جبران نشود :)