در چشم تو دیدم غم پنهان شدهات را
پنهان نکن احساس نمایان شدهات را
یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار
یا جمع کن آن موی پریشان شدهات را
”مجهول|𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧‟
شاید شکستن یه آینه جبران شود ؛
اما جانِ من !
کاری که تو با آبادی قلبِ من کردی . .
به گمانم دیگر هیچوقت جبران نشود :)
ملامت میکنندم دوستان در عشق و، حق دارند
تو بیزار از منی، اما مگر من دست بردارم؟