چند گویی قصهٔ ایوب و صبر او؟ بس است!
بیش از این ما صبر نتوانیم آن ایوب بود
🍃☘
بیم آن دارم که عادت کنم
به تو ویکباره پنهان شوی وبرایَم ترانه ای بجا بُگذاری که هربار آن را میشنوم قلبم را تکه تکه کند
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عرفان طهماسبی ـــــــــــ مـــــــجــــــهول 💘
‹ آه از این غربتِ نزدیک و از آنحسرت دور
عشق در سینهی من هست و در آغوشم نیست ›
من؛ احوالات مبهمی که نه کلام میشوند برای بیان و نه اشک میشوند برای آرام شدن.