eitaa logo
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آقای ایکس
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام به پاترهد های عزیز ایتایی🦉 این تقدیمی مخصوص خودتونه🕶 شما این پیام + پیام موردعلاقه تون رو از آقای ایکس فور میکنید ، عضو میشید و ما هم یه artwork کیوت از مجموعهٔ هری پاتر بهتون تقدیم میکنیم🤏🏻✨ ^حتما حتما عضو باشید. ^ بنر تقدیمی رو تا زمانی که بهتون تقدیم نشده لطفا پاک نکنید. ^ اگه پیام موردعلاقه تون رو هم فور نکنید متاسفانه چیزی بهتون تعلق نمیگیره.🙃💘 تگ&تگ
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
روی تخت اتاقم نشسته بودم. داشتم به زندگی فکر می‌کردم. به امید، احساسات، به لبخند مردم در خیابان. نسیم خنکی، بی سر و صدا از پنجره داخل شد و پرده اتاق را به رقص درآورد. چشمانم را بستم و به باد اجازه دادم تا دست نوازشی بر روی موهای کوتاه قهوه‌ایم بکشد. روی تخت دراز کشیدم و پاهایم را از آن آویزان کردم. دستانم را زیر سرم گذاشتم و به پرده اتاق که حالا به علت شدت گرفتن باد به پرواز درآمده بود خیره ماندم.چشمانم کم کم سنگین شدند و من نیز خوابم برد... _سکوت
سلام با یه تقدیمی یهویی اومدم . اول عضو میشین، این پست + پست مورد علاقتون رو داخل چنلتون فور می‌زنید، و تگ چنلتون رو برام توی 📬 میزارید من چیکار میکنم؟ با توجه به وایب خودتون و چنلتون یه ادیت از یه بانو (شخصیت سریالی) بهتون تقدیم میکنم. نکته
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
نور طلایی خورشید، صورت دخترک را نوازش کرد. دخترک از خواب بیدار شد. به سمت پنجره رفت و گفت:«صبحت بخیر خورشید خانم!» بعد موهای مشکی رنگش که تا پایین گردنش بودند را شانه، و چتری‌های بلند سمت چپش را گیره زد. از اتاق بیرون آمد و صبحانه‌اش را که روی میز آماده بود خورد. غلات صبحانه با شیر! صبحانه مورد علاقه‌اش. کیف کوچک سبز رنگش را برداشت و از خانه بیرون زد و به سوی طبیعت قدم برداشت. خانه او و خانواده‌اش کلبه‌ای میان جنگل بود. زیبا و سرسبز. دخترک در راه رسیدن به رودخانه زیر لب آواز می‌خواند. همان آوازی که وقتی کوچک بود، مادربزرگش به او یاد داده بود؛ آواز امید! _سکوت
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
درود! سکوت نوشته میخواد تقدیمی بده؛ برای شرکت توی این تقدیمی کافیه که: •اینجا عضو باشید. •این پیام+متن موردعلاقتونو بین متن‌های اینجا رو توی کانال خودتون ارسال کنید. •لینک کانالتون رو توی صندوق پستی کوچولوی من بندازید. در مقابل، من _سکوت_: •برای شما یک متن می‌نویسم که عکسش قراره پروفایل کانالتون باشه. •موضوع متن ممکنه شخصیت شما، یه داستان کوتاه که ممکنه ازش خوشتون بیاد، یا توصیف یک موجود یا شی یا آدمی که شما دوستش دارید باشه! ■یه نکته ی ریزه میزهیه نکته ی ریزه میزه‌ی دیگهظرفیت ارادتمند و دوستدار شما_سکوت3>