eitaa logo
ـــــــــــــ
40 دنبال‌کننده
56 عکس
9 ویدیو
1 فایل
ثیب ثبظ🍏
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حنوةِ کاذب.
ما واقعاً بازنده‌ایم که دویست گرم دان قهوه رو یک میلیون تومان وجه رایج مملکت می‌خریم و بعد درخواست اینترنت پرو می‌دیم و بعد با کانفیگ‌های چند صد هزار تومانی توی ایکس پست‌هایی مبنی بر آقا سهیل و دوست‌دخترهای امیرقاسم و خنده‌های امیرپارسا نشاط رو می‌خونیم. سگ جیش کند در بختمان.
هدایت شده از  𝘔𝘪𝘳𝘵𝘢𝘭
هدایت شده از  𝘔𝘪𝘳𝘵𝘢𝘭
نمیدونم چرا ولی حس میکنم همه‌ی انسان ها وقتی از ته دل میخندن خیلی خوشگلترن
هدایت شده از گربه شرودینگر
الان تو مرحله "این چه کاریه که دارم می کنم هستم"
هدایت شده از خورشید رو به غروب
درود , خوش آمدید به پیشکشی مشترک خورشید رو به غروب و گوشه آرام من برای شرکت در تقدیمی شما این ¹پیام رو فوروارد میکنید و ²عضو هردو چنل میشوید . سپس : 🪶ستوده : ¹یک لیریک آهنگ به همراه ²نامه ای سرشار از حرف های ناگفته که پیش از وداع با زندگی از جوهره قلمتان بیرون زده را بنویسید 🪶مهسان : ³سروده ای از خیام به همراه ⁴پاره متنی از کتاب دیزی دارکر یا بخش دی تقدیمتان میکند Tag 📜 limit 📜
هدایت شده از ؛
@Minister_null ☆ شما ی روز که با ماشین بنز W۱۱۶S_Class میرفتی به جنگل تا برای خودت ی خورده خلوت کنی ، ی گربه یهو میپره جلوی ماشینت ، سریع ترمز میگیری تا بهش نخوری ، نزدیک بود سرت بخوره به شیشه ، پشت سر گربه ی خانوم با موهای موج دار مشکی میاد ، مدام داره عذر خواهی می کنه هم تو هنوز چهرش رو ندیدی ... زیاد نزدیک نمیشه و همینطور میره و تو نمی تونی دست از فکر کردن بهش برداری ... بعد اینکه رفتی جنگل و در حال برگشت به خونه بودی ، بین راه ی کافه ی جنگلی می بینی میری اونجا تا قهوه بخوری و از محیطش لذت ببری ، وقتی که رفتی و روی صندلی نشستی ، ی نفس راحت کشیدی و دوباره شروع کردی به فکر کردن راجب اون خانوم با موهای موجدار ، اصلا میشد دوباره ببینیش ؟ که صدای جا به جا شدن صندلی رو به روییت رو می شنوی سرت رو بالا می گیری و اون رو می بینی ، بهت میگه بابت حادثه عذر می خوام و اینکه با عجله رفتم ، حالا می تونم ی قهوه مهمونت کنم دیگه ؟ ☆ اون روز تو ازش قول گرفتی تا ی روزی با خودت ببریش جنگل ، و خب زمانی که روز موعود فرا رسید تو داشتی از ذوق و هیجان مدام کار هایی که باید انجام می‌ دادی رو فراموش می کردی ، اون روز بهترین روز زندگیت بود البته اگه اولیش روزی بود که دیدیش ، میون صحبت هاتون بهم اعتراف کردین و از اون روز به بعد ، به پیام های صبح بخیر و شب بخیر ادامه دادین تا دیگه لازم نباشه پیام باشن ... ☆ خونتون پر از چیز های چوبی بود ، ترکیب از رنگ های سبز ، قرمز و ... نه مثل خونه های مصنوعی خونه ی شما سرشار از زندگی بود و البته با گربه ی کوچولو ی قصه ی ما . ☆ آهنگ freaks از Surf Curse تو اولین سواریتون با همدیگه ☆ دین وینچستر نسخه ی ایرانی _ دختر مو سیاهم ☆ گاهی اوقات اون صبح ها زود تر بیدار میشد گاهی تو ، اگه تو زود تر بیدار می شدی ، نون گرم و مربا با چایی تازه دم . و اگه زود تر بیدار میشد ی چیز هایی خلق می کرد که بله . بعدش به گربه تون غذا می‌ دادید ، هر دوتاتون می‌ رفتید سرکار ، اون زود تر بر می گشت ، به گربه غذا می‌ داد و بعدش یکم می خوابید ، وقتی بر می گشتی با هم غذا درست می کردین و جلوی تلویزیون با هم می خوردین و راجب روزتون حرف میزدین .