eitaa logo
ـــــــــــــ
46 دنبال‌کننده
76 عکس
16 ویدیو
2 فایل
ثیب ثبظ🍏
مشاهده در ایتا
دانلود
ـــــــــــــ
ادم‌خوب و مهربون و ناز و اروم💔 چقد منه(سهبار)
ـــــــــــــ
مرسیعموجان🗣️
هدایت شده از بیگانه.
درودها و نور این پیام رو فوروارد کنید تا مورسو یک استایل و شاپرک یک موزیک از پلی لیست‌ش بهتون تقدیم کنه. در هردو چنل عضو باشید ⚘ « تگ‌ها » « لیمیت؟ 230/150 »
هدایت شده از θαύματα
تقدیمی ایدی " Y- " تقدیمی اول :: «شیطان برای کسانی که به او نگاه می‌کنند، همیشه شاخ دارد. اما برای کسانی که با او هم‌سفر شده‌اند، فقط یک مسافر خسته است با دلی پر از انتخاب‌های اشتباه.» _جان میلتون تقدیمی دوم :: «عصر یکشنبه» باران که می‌زد، عطر خاک نم‌خورده توی تمام خانه پیچیده بود. دستش را دراز کرد و فنجان چای را برداشت. لای کتاب باز مانده روی میز، یک عکس کهنه جا خوش کرده بود؛ سفر چند سال پیش به شمال. لبخندی زد. آن موقع موهاش بلندتر بود و نگاه‌اش پر از هیجان سفر. باد موهاش را به هم ریخته بود و پشت‌سرش دریای سبز و مه‌آلود خودنمایی می‌کرد. همان سفر شده بود نقطه عطف زندگی‌اش. جایی که تصمیم گرفت کتابی رو که همیشه توی ذهن داشت، بنویسد. چای را هورت کشید. تلخ بود، مثل روزهای اول نوشتن. اما حالا که کتاب توی قفسه کتابخانه بود، می‌دید که ارزشش را داشته. نگاهش از لپ‌تاپ به باران پشت پنجره دوخت. کلمات دوباره توی ذهن‌اش رژه می‌رفتند. قهوه‌ای تازه دم کرد و خط اول کتاب جدید را توی ذهن مرور کرد: «بعضی وقت‌ها، برای پیدا کردن خودت، باید راهی بشوی و گم بشوی...» باران همچنان می‌بارید. و او مشغول نوشتن بود.
لهبه
به