نه یک احساساتی هست، یک چیزهائی هست که نمیشود بدیگری فهماند، نمیشود گفت، آدم را مسخره میکنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند. زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است. هیچکس نمیتواند پی ببرد. هیچکس باور نخواهد کرد، به کسیکه دستش از همه جا کوتاه بشود میگویند: برو سرت را بگذار بمیر.
_صادق هدایت
هدایت شده از نوشتارگاه خاله کایرا
For my dear ~
Lilith;
اَگنس مارتین؛
اثر تعطیلات شاد.
برخلاف وضعیت روحی آشفته اش، نقاشی هایش برای سالها فقط بوم های مربع شکلی بودند که با خطوط و شبکه هایی دستکشیده روی زمینه های رنگی ملایمی تقسیم میشدند. این هنر او بود، شاید درد داشت، شاید آشفته بود، اما این آشفتگی، این ناراحتی، این عصبانیت را با راهی آرامش بخش نشان میدهد. بیش از حد آرامش بخش، به نوعی که آدم میفهمد مشکلی وجود دارد.
Kaira;
ذغال و کنته؛
ذغال و کنته : برای طراحیهای سریع ، ضخیم و پراحساس با تضادهای سیاه و سفید قوی . کنته (زغال فشرده) برای خطوط تند و تیز مناسب است .
(امیدوارم از نقاشی خوشت بیاد🗣)