تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت
خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت
شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن
نسیم بیقراری را که از دست تو خواهد رفت
مزن تیر خطا!آرام بنشین و مگیر از خود
تماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت
همیشه رود با خود میوه غلتان نخواهد داشت
به دستآور اناری را که از دست تو خواهد رفت
به مرگ آسمانی فکر کن!محکم قدم بردار
به حلق آویز،داری را که از دست تو خواهد رفت
•انــار،فاضل نظـری.