جیکوب، از اینده اومده و پدر بزرگش عجیب غریب بوده، همیشه باور داشت که داستان های پدربزرگش حقیقته و شاهد مرگ پدربزرگش توسط تهی روح ها بود. وقتی خودش عجیب غریب هارو دید، بخاطر کنجکاوی و احساساتش همراهشون موند و اینده رو رها کرد و شروع به سرک کشیدن توی گذشته شد. وجودش خیلی مهمه چون فقط اون میتونه تهی روح ببینه.
/برای https://eitaa.com/evecottage
یکی دیگه از بچهای عجیب غریب، خیلی مهربونه و نقش مادر رو داره. خیلی قویه و همه دوستش دارن، کارهای سخت معمولا روی دوششه و از این بابت ناراضی نیست. دوست داره به همه کمک کنه.
./برای https://eitaa.com/joinchat/3144550046Cdb3e6a6075
معشوق پدربزرگ جیکوب، رهبر گروه، میتونه اتش درست کنه و زیباست. دلیل اصلی جیکوب برای موندن پیش عجیب و غریب ها اما بود. رهبری گروه رو برعهده داره و از حرف زدن درمورد خودش خیلی خوشش نمیاد، باهوشه.
./ برای https://eitaa.com/poisonmia
(بابت عکس شرمنده🤣)
وزنش خیلی کمه و معلقه، به کمک کفش های سرب دارش روی زمینه. مهربون و بامزه اس و زود گریه میکنه و عاشق داستان هاییه که پایان خوش داره.
./ برای https://eitaa.com/lalalla_01
کوچیک ترین عضو گروه و احتمالا خوشگل ترین، پشت سرش دهان اضافی داره و از داشتنش خجالت میکشه.
./ برای https://eitaa.com/joinchat/2974746282Ca310fbcdd0
زید فیونا، توی بدنش زنبور ها زندگی میکنه و فرماندهی زمبور هارو بر عهده داره، بچه باحالیه و به کمک زنبور ها چندتا چشم سفید خطرناک روکشت. یکم دل نازکه، مخصوصا برای مرگ زنبور هاش.
./برای https://eitaa.com/sorrowful8
زمان باف، فقط بعضی از زن های عجیب و غریب میتونن زمان باف باشن و آلما یکی از اوناست.
مراقب همهی بچه های عجیب و غریب گروهش. (زمان باف های زیادی هست البته.) سخت گیر اما مهربون و دلسوز، توی شکل پرنده(شاهین) گیر افتاده و بچه ها باید نجاتش بدن.
./ برای https://eitaa.com/joinchat/226493172C777adf4564
دختر آرومیه و میتونه با گیاهان ارتباط بگیره، هرجا میره باعث رشد گیاهان و درخت ها میشه و کارش عالیه. ساکت و کم حرفه، و زید هیو. میگن چون سختی های زیادی کشیده و چیزای وحشتناکی دیده از حرف زدن خوشش نمیاد و ترجیح میده ساکت بمونه.
./برای https://eitaa.com/joinchat/1979385585Ce5a49cb2d8
پیشگو، بعضی وقتا خواب هایی میبینه که اینده رو پیش بینی میکنه. حاضره بمیره اما لباسش تمیز و سالم باشه. حتما باید کت شلوار داشته باشه و گرنه شبش صبح نمیشه. میتونه اطلاعاتی که خودتونم راجب خودتون نمیدونین رو توی دو ثانیه بگه.
./ برای https://eitaa.com/Ihateit
رادی، پسر کولی هایی که بچه های عجیب غریب رو نجات دادن. داشت نامرئی میشد و ترسیده بود، عجیب و غریب بود و خودش نمیدونست، میخواست با بقیه گروه بره اما اما نزاشت و موند پیش خانواده اش، دوست میلارد(عضو اصلی گروه، شخصی اصلی که کاملا نامرعی بود و مسئول اطلاعات بود و خیلی باهوش.)
./ برای https://eitaa.com/Autumn_2026
سَم. توی گذشته، موقعیت جنگ و حمله هیتلر. پدر و مادرش مرده بودن و فقط خواهر کوچک ترش ازمی براش مونده بود. از بمب باران جون سالم به در برد(میبینی سوراخه؟ تیرچه ساختمون از وسطش رد شد ولی درد رو حس نکرد.) فهمیده بود عجیب غریبه اما چون نمیخواست خواهرش رو تنها بزاره اهمیت نداد. تا اخرین لحظه با خواهرش موند. مهربون و از خود گذشته(فقط برای خواهرش🤣😭)
./ برای https://eitaa.com/lost_night