همیشه زیادهروی میکنم، افراطی میکنم تو غصه خوردن، تو دوست داشتن، تو تلاش کردن، تو حرف زدن و همیشه بیش از حد نگران همه چی هستم.
ولی اسکار ناراحت کننده ترین مکانم میرسه به اون مکانی که وقتی ازش رد میشی کلی خاطره یادت میاد که همهی اون خاطرها با ذوق ساخته شده.
دوستم برگشت گفت یکی از قدرتای خاص تو اینه که راحت و قاطع با آدما قطع ارتباط میکنی و از زندگیت پرتشون میکنی بیرون در ظاهر درسته ولی چیزی که فقط خودم میدونم اینه که دلم واسه تکتکشون تنگ میشه و آرزو میکردم ایکاش دلیلی بهم میدادن که مجبور نباشم این کارو بکنم.
بیشتر پشیمونیها بخاطر انجام کار اشتباه نیست ،
بخاطر انجام کار درست برای آدم اشتباهه.
اگر روزی ناگهان همهچیز را ترك کردم بیآنکه ردی بر جای بگذارم، به یاد داشته باشید که نمیخواستم کسی شاهدِ تنهایی و به زانو افتادنم باشد و همچنین نمیخواستم کسی برایِ خشکاندن این اقیانوسِ بیپایانِ سیاه، گمان و تلاش بیهوده کند.
فکر میکردم میشناسمش، ولی من هیچی ازش نمیدونم. چقدر دردناکه این همه وقت بذاری برای یک نفر فقط برای اینکه بفهمی اون کاملاً واست غریبهست.
کاش میتونستم اتاقمو بذارم تو جیبم و همه جا با خودم ببرمش هر وقت هر جا نیازش داشتم درش بیارم و برم تو تختم.