اونجا که تو فیلم پیتر پن به وندی میگه:«من نمیخوام بزرگ بشم،آدم وقتی بزرگ میشه احساساتشو از دست میده،کودکی رو فراموش میکنه،همه احساس و رویاهایی که داشتی تموم میشه،من میخوام همیشه یه بچه شاد بمونم.»
من خیلی وقته فهمیدم خوب بودن
زیاد،ارزشتو کم میکنه مهربون بودن زیاد
ارزشتو کم میکنه وقتی خیلی خوب باشی
دیگه آدم حسابت نمیکنن،ولی واقعا چجوری
میشه با آدمی که دوسش داری بد باشی.
من مجبور نیستم قهرمان زندگی همه آدمها
باشم همین که بتونم زندگی خودم رو نجات
بدم کافیه،مجبور نیستم هر کار کنم که آدم
خوبه قصه اطرافیان باشم همین که برای
خودم مفید باشم کافیه.
در ارتباط بودن و زندگی کردن با آدمهای بی ملاحظهای که عادت کردن تو ملاحظهشون رو بکنی طوری پیرت میکنه که بیا و ببین.
کلا نمیتونم انتخاب کنم و هیچ چی به دلم نمیشینه، نه میتونم کتاب انتخاب کنم برا خوندن،نه فیلم برا دیدن، نه موزیک برا گوش دادن،نه جایی برای رفتن، نه کاری برا کردن،کلافه سردرگم عصبی بی حوصله دراز کشیدم یه گوشه رو مبل.