eitaa logo
حبیب‌الله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
270 دنبال‌کننده
36 عکس
17 ویدیو
18 فایل
یوسفی
مشاهده در ایتا
دانلود
در کنار جاده قدیم کوفه به قاسم بعد از پل کوفه محلی است به نام هاشمیه که مدفن عبدالله محض فرزند الحسن المثنی و ۶ نفر از برادران و برادرزادگان ایشان است این ۷ نفر در آن محل به شهادت رسیده و در همانجا مدفون اند. عبدالله فرزند حسن المثنی و او فرزند امام حسن المجبی علیه السلام را بدان جهت عبدالله محض یعنی خالص نامیدند که پدرش فرزند امام مجتبی علیه السلام و مادرش فاطمه دختر امام حسین علیه السلام بوده است او و دو برادرش حسن و ابراهیم و چهار برادرزاده‌اش که همه از اولاد امام مجتبی و ابی عبدالله علیهماالسلام بوده‌اند در روز عید قربان سال ۱۴۵ هجری قمری در زندان منصور دوانیقی به شهادت رسیده اند. در مقاتل الطالبین چاپ نجف صفحه ۱۸۵ آمده است که زندان را بر سر آنان خراب نموده و آنان را زنده به گور کردند. گفته شده عبدالله محض شباهت زیادی به رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته و خیلی خوش چهره، خوش بیان و سخاوتمند بوده و تولیت صدقات امیرالمومنین علیه السلام را بعد از پدرش بر عهده داشته است. منصور دوانیقی که در سال ۱۴۴ هجری قمری به حج رفته بود به استاندار مدینه فرمان داده تا فرزندان امام مجتبی (ع) را به ربذه تبعید کنند او نیز آنان را با دست و پای بسته سوار بر مرکب‌های بدون جهاز نموده و به تبعیدگاه روانه ساخت. نوشته اند هنگام خروج ایشان از مدینه امام صادق علیه السلام با اندوه فراوان به آنان می‌نگریست و در حالی که از شدت گریه اشک بر محاسن شریفش جاری بود خدا را می‌خواند و می‌فرمود: به خدا سوگند بعد از اینان حرمتی برای خدا نگه داشته نخواهد شد. برخورد کینه توزانه منصور به همین اندازه خاتمه نیافت و بار دیگر آنان را از ربذه به عراق تبعید کرد و دستور داد تا در زندان هاشمیه که در نزدیکی کوفه بود در یک زیرزمین نمناک به مدت دو ماه محبوس کردند آنگاه فرمان قتل ایشان را صادر کرد که در همان زندان هاشمیه زندان را بر سر آنان خراب کردند و آنان را مظلومانه به شهادت رساندند. هم اکنون در قسمت شمال مدینه خیابانی به نام شارع بنات الحسن نامگذاری شده است که شاید به همین مناسبت باشد. بنابراین خوب است زائرین محترم فیض زیارت این امامزادگان شهید و مظلوم را از دست ندهند.
با عشق و شوق به زیارت رفتن یا خدمت عاشقانه به زوار امام حسین علیه السلام ثواب بی پایان دارد. حدیث 22از چهل حدیث در ثواب و آداب زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) 22- حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَوْ يعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تقَطَّعَتْ أَنفُسُهُمْ عَلَيْهِ حَسَرَاتٍ- قلْتُ وَ مَا فِيهِ قَالَ مَنْ أَتَاهُ تَشَوُّقاً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حِجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ- وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِيدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثوَابَ أَلْفِ صَدَقَةٍ مَقْبُولَةٍ- وَ ثوَابَ أَلْفِ نَسَمَةٍ أُرِيدَ بِهَا وَجْهُ اللَّهِ وَ لَمْ يزَلْ مَحْفُوظاً سَنَتَهُ مِنْ كُلِّ آفَةٍ أَهْوَنُهَا الشَّيْطَانُ وَ وُكِّلَ بِهِ مَلَكٌ كَرِيمٌ يَحْفَظُهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فوْقِ رَأْسِهِ وَ مِنْ تَحْتِ قَدَمِهِ فَإِنْ مَاتَ سَنَتَهُ حَضَرَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ- يَحْضُرُونَ غُسْلَهُ وَ أَكْفَانَهُ وَ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَ يُشَيِّعُونَهُ إِلَى قَبْرِهِ بِالاسْتِغْفَارِ لَهُ- وَ يْسَبحُ لَهُ فِي قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ وَ يؤْمِنُهُ اللَّهُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ وَ مِنْ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ أَنْ يروعانه [يرَوِّعَاهُ‏]- وَ يفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ وَ يعْطَى كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ وَ يعْطَى لَهُ يوْمَ الْقِيَامَةِ نورا [نُورٌ] يُضِي‏ءُ لِنُورِهِ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ينَادِي مُنَادٍ هَذَا مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ شَوْقاً إِلَيْهِ فَلَا يبْقَى أَحَدٌ یوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا تَمَنَّى يوْمَئِذٍ أَنَّهُ كَانَ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَيْنِ ع. محمّد بن مسلم، از حضرت امام باقر عليه السّلام، نقل می کند که آن حضرت فرمودند: اگر مردم مى‏دانستند كه در زيارت قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام چه فضل و ثوابى است حتما از شوق و ذوق قالب تهى مى‏كردند و بخاطر حسرت‏ها نفس‏هايشان به شماره افتاده و قطع می شد. راوى مى‏گويد: عرض كردم: در زيارت آن حضرت چه اجر و ثوابى مى‏باشد. حضرت فرمودند:كسى كه از روى شوق و ذوق به زيارت آن حضرت رود خداوند متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برايش مى‏نويسد و اجر و ثواب هزار شهيد از شهداء بدر و اجر هزار روزه‏دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برايش منظور مى‏شود و پيوسته در طول ايام سال از هر آفتى كه كمترين آن شيطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كريمى را بر او موكّل كرده كه وى را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زير قدم نگهدارش باشد و اگر در اثناء سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضر شده و او را غسل داده و كفن نموده و برايش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش مشايعتش نموده و به مقدار طول شعاع چشم در قبرش وسعت و گشايش ايجاد كرده و از فشار قبر در امانش قرار داده و از خوف و ترس دو فرشته منكر و نكير بر حذرش مى‏دارند و برايش دربى به بهشت مى‏گشايند و كتابش را به دست راستش مى‏دهند و در روز قيامت نورى به وى اعطاء مى‏شود كه بين مغرب و مشرق از پرتو آن روشن مى‏گردد و منادى نداء مى‏كند: اين كسى است كه از روى شوق و ذوق حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كرده و پس از اين نداء احدى در قيامت باقى نمى‏ماند مگر آنكه تمنّا و آرزو مى‏كند كه ای كاش از زوّار حضرت ابا عبد اللَّه الحسين عليه السّلام مى‏بود.
زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) موجب همسایگی پیغمبر ص و حضرت علی و حضرت زهرا ع عن أَبُو أُسَامَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يقُولُ‏ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ فِي جِوَارِ نَبِيِّهِ ص وَ جِوَارِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ فَلَا يَدَعْ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع. ابو اسامه اظهار داشت: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمود: كسى كه مى‏خواهد (دربهشت) در همسايگى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و حضرت على و فاطمه عليهما السّلام باشد زيارت حسين بن على عليهما السّلام را ترك نكند.
کسی که با معرفت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را زیارت کند مانند آن است که در عرش خدا را زیارت کرده است. عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ قَالَ: كُنْتُ أَحُجُّ فِي كُلِّ سَنَةٍ فَأَبْطَأْتُ سَنَةً عَنِ الْحَجِّ فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِلٍ حَجَجْتُ وَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لِي يَا بَشِيرُ مَا أَبْطَأَكَ عَنِ الْحَجِّ فِي عَامِنَا الْمَاضِي قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ- مَا كَانَ لِي عَلَى النَّاسِ خِفْتُ ذَهَابَهُ غَيْرَ أَنِّي عَرَّفْتُ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ فَقَالَ لِي مَا فَاتَكَ شَيْ‏ءٌ مِمَّا كَانَ فِيهِ أَهْلُ الْمَوْقِفِ يَا بَشِيرُ مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع عَارِفاً بِحَقِّهِ كَانَ كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه‏ بشير دهّان می گوید: من هر سال به حج مشرّف مى‏شدم، يك سال تنبلى كرده و آن را ترك كردم و سال بعد كه به حج رفته و محضر حضرت امام صادق عليه السّلام مشرّف شدم به من فرمودند: اى بشير چه چيز تو را در سال گذشته از حج سست و تنبل نمود؟ مى‏گويد: عرض كردم: فدايت شوم مالى داشتم كه از مردم مى‏خواستم و خوف داشتم تلف شود لذا به حج نيامده ولى در عوض روز عرفه به زيارت قبر مطهّر حضرت امام حسين عليه السّلام رفتم. مى‏گويد، حضرت به من فرمودند: آنچه نصيب اهل موقف (حاجى‏ها) شد از تو فوت نگرديد، اى بشير كسى كه قبر حسين عليه السّلام را زيارت كند در حالى كه به حق آن حضرت عارف و آگاه باشد مانند كسى است كه خدا را در عرش زيارت نموده است.
زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام عمر را طولانی، روزی را وسیع نموده و دنیا و آخرت انسان را سعادت‌مند می کند. عَبْدِ الْمَلِكِ الْخَثْعَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لِي يَا عَبْدَ الْمَلِكِ لَا تَدَعْ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ مُرْ أَصْحَابَكَ بِذَلِكَ يَمُدُّ اللَّهُ فِي عُمُرِكَ وَ يَزِيدُ اللَّهُ فِي رِزْقِكَ وَ يُحْيِيكَ اللَّهُ سَعِيداً وَ لَا تَمُوتُ إِلَّا سَعِيداً [شَهِيداً] وَ يَكْتُبُكَ سَعِيداً. عبد الملك خثعمى، از حضرت ابى عبد اللَّه الصادق عليه السّلام، نقل می کند که آن حضرت به من فرمودند: اى عبد الملك زيارت حسين بن على عليهما السّلام را ترك مكن و ياران و اصحاب را به آن امر فرما زيرا حق تعالى بواسطه آن عمر تو را طولانى كرده و روزى و رزقت را واسع مى‏فرمايد در حال حيات سعيد و سعادتمندت نموده و نخواهى مرد مگر رستگار و تو را در زمره سعداء مى‏نويسد.
شدیدترین گناه آن است که صاحب گناه آن را سبک بشمارد. این حدیث شریف از کلمات حضرت امیرالمومنین علیه السلام است که بالای ورودی به ایوان طلا از طرف باب القبله نصب شده است .
کسی که در عیب های خود بنگرد از عیب‌جویی دیگران صرف نظر می کند و کسی که به روزی خدا راضی باشد بر آنچه از دستش رفته است غصه نمی خورد. این سخن آموزند امیرالمومنین علیه السلام بر کتیبه ای در ورودی به ایوان طلا منصوب است.
👆 هدیه معنوی از حرم امیرالمومنین علیه السلام
هنگامی که نافله ها و مستحبات به واجبات زیان برساند آنها را ترک کنید. از کلمات قصار امیرالمومنین علیه السلام نهج‌البلاغه شماره ۲۷۹ بنابراین فرمایش آن حضرت زایرین محترم به نمازها و تکالیف واجب مثل حفظ حجاب و ... دقت کنیم که زیارت مستحب است و حفظ حجاب و ... واجب
کلمات قصار ۱۳۰ امیرالمومنین علیه السلام در برگشت از جنگ صفین به قبرستانی که کنار کوفه بود رسیدند آن حضرت رو به طرف قبرستان کرد و فرمود: ای ساکنان خانه‌های تاریک و وحشتناک! ای خاک نشینان! ای تنهایان! و ای وحشت زدگان! شما در این راه بر ما پیشی گرفتید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد. اگر از اخبار دنیا بپرسید به شما می گویم: اما خانه هایتان را دیگران ساکن شدند، و همسرانتان به ازدواج افراد دیگری در آمدند، و اموالتان تقسیم شد این خبری است که نزد ما است‌. در نزد شما چه خبر؟ سپس رو به اصحابش کرده و فرمود: اگر به آنان اجازه سخن داده شود به شما خبر می دهند که بهترین زاد و توشه در سفر آخرت تقوا و پرهیزکاری است.
هر روزی که در آن گناه نشود آن روز عید است. از سخنان گرانقدر امیرالمومنین علیه السلام است که بر کتیبه ای در ورودی به ایوان طلا از طرف باب طوسی منصوب گردیده است. زایرین محترم اربعین سعی کنیم فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام را به عنوان سوغات معنوی به اقوام و دوستانمان هدیه کنیم
چه اتفاقی در عراق افتاده... اولین سالی بود که ایران موفق شده بود راه کربلا را باز کند... خون شهدا ثمر داده بود... صدام بود... اما دیگر مانع نمی‌شد... خوب خاطرم هست که اما بسیار سختگیرانه بود. مفاتیح و زیارت عاشورا در عراق یافت نمی‌شد! تازه در ایران مفاتیح‌های جامع شیخ عباس قمی در ابعاد کوچک چاپ می‌شد. سنی نداشتم. اما بتازگی یکی خریده بودم و خیلی دوستش داشتم. پدر بزرگم که آن را دید خیلی خوشش آمد. اجازه خواست که با خودش به کربلا ببرد. بحث این بود که کتاب را ورق ورق کنند یا نه. که نکند وسایل را بگردند و کتاب را بگیرند و دور بیندازند! تجربه تلخی از سفر حج داشت... اما گفتند کوچک است و خلاصه کتابم را به امانت بردند. وقتی برگشتند خبری از کتاب نبود. پدر بزرگم گفت مردی عراقی و شیعه با گریه گفته ما از این کتب دعا نداریم. دسترسی نداریم. این کتاب را به من ببخش... پدر بزرگم هم دو دستی تقدیم کرده. بعد که برگشتند، سعی می‌کرد از دل من در بیاورد... با این توضیح که نمی‌دانی چگونه گریه می‌کرد، درخواست می‌کرد... و من غرق خوشحالی بودم که امانتی‌ام در کربلا مانده... یعنی الان مفاتیحم کجاست؟؟... سالها از آن روزها گذشته و هر زمان سیل و شکوه جمعیت و فراوانی زوار از اقصا نقاط جهان و راحتی حرکت به سمت کربلا با ماشین شخصی و بدون ویزا از ایران را که می‌بینم یاد این داستان می‌افتم... و فکر به تغییر روال تاریخ و جهت آن... دو روز پیش هم یک کاروان از راهی کربلا شدند... آیا هنوز معلوم نیست اتفاقی در عالم افتاده؟ معلوم نیست حماسه‌ای شکل گرفته و واقعه‌ای کبیر و جهانی در راه است؟ کجا و چه قدرتی هر سال توانسته بیش از سال قبلش جمعیتی میلیونی و رو به افزایش را از همه عالم یکجا جمع کند!؟ معلوم نیست از دل آلودگی و سیاهی و تباهی جهان، انفجاری از نور در حال وقوع است؟ چنین روزهایی را عراق تجربه کرده که خیلی هم از آن نگذشته. اما امروز در کربلا و نجف چه خبر است و صدام کجاست؟ مکه، مدینه، قبرستان بقیع، فلسطین اشغالی مسجد الاقصی، اروپا، آمریکا، شرق و غرب عالم، تا انتهای افق... اندکی صبر، سحر نزدیک است...