“شب بیست و سوم.”
چند شب پیش همینجا توی کانال نوشته بودم که قم این چند وقت اب هوایی رو تجربه کرده که نه تنها امسال بلکه سال های پیشم این هوا رو توی این موقع از سال به خودش ندیده بود. امشب دیگه انگاری یه اتمام حجت بود.
هیچ وقت قم به این زودیا بهار نمیشد !
یا لاقل توی هفتهی اول فروردین بارون نمیگرفت. اما بارون امشب به حدی شدت داشت و تقریبا طولانی مدت بارید که خیلی از جوب ها و عابر ها پر اب شده بود. مشخصا اگه با همون شدت ادامه پیدا میکرد اوضاع جالبی نمیشد.
این وسط یه سری صحنه ها عجیب بود.
به بچه ها میگفتم جدی جدی انگار تو دوران ۵۷ داریم زندگی میکنیم. مردم تو گرما و سرما و برف و بارون همیشه توی خیابون بودن و هر کی مشغول یه فعالیت بود.
امشب اون وظیفه ای که روی دوشم بود رو خیلی بیشتر از شب های دیگه احساس کردم،انگاری باید خیلی بیشتر خودمونو نشون بدیم و ثابت کنیم.حالا چه توی سرما چه توی بارون و چه توی گرمای شدید.
جملهی ایرانی جماعت باخت نمیده شاید واسه یه سری ها شده یه جملهی طنز و تمسخر، ولی این شبا تو خیابون با شرایط های مخالف میبینی که عه!نه جدی ایرانی جماعت باخت نمیده..
خوشحالم بابت ایرانی بودنم.
خوشحالم بابتِ جمهوری اسلامیِ ایران..♥️
۳ فروردین ماه ۱۴۰۵ | قم المقدسه
-وایه|Vayeh-
راستی امشبم مجددا حدود ۲۰ عدد جوراب بسته بندی و هدیه داده شد. عکس امام خامنه ای هم به پک ها اضافه شد.
ذوق نیروی انتظامی با اون همه ابهت، برای یه جوراب، لگد محکمی میزنه به تمام تصوراتم :)
جدی بدن و سیستم ایمنی اینقدر آن تایم و زرنگه؟ از وقتی وارد یک فروردین شدیم آلرژی من به بهار شروع شده.نمیخوام قبول کنم که اینقدر سریع و دقیقه،از طرفی هم اصلا نمیخوام قبول کنم ممکنه سرماخوردگی باشه.
-وایه|Vayeh-
چند ماهی میشه که ناشناس نداریم. پس بفرمایید!🎀 https://abzarek.ir/service-p/msg/3050419
از دیشب یادم رفته بود ناشناس گذاشتم :)
الان همرو جواب دادم.
-وایه|Vayeh-
یکی از بزرگترین موفقیت های زندگیم رفتن همیشگی از ویراستی بود ! الهیی شکر واقعا.
این پیام برای دو سال پیشه.
ولی شما میتونید هر روز اینو از طرف من بخونید.
-وایه|Vayeh-
این پیام برای دو سال پیشه. ولی شما میتونید هر روز اینو از طرف من بخونید.
به بهونهی پیدا کردن این پیام یه دور اینجا رو از اول تا آخر خوندم.
و چه روز هایی..
چه اتفاقاتی که پشت تک تک پیام ها
نهفتس.
-وایه|Vayeh-
چنین خانه ای ام آرزوست💘 پ.ن: سینک پشت پنجره با این ویوو اصلا الله اکبر🫠
از گذر زمان همینقدر بگم که صاحب خونهی این عکس چند ماهی میشه دستش از دنیا کوتاه شده..
چقدر از مشهد رفتنا اینجا خاطره هست :)))
یه سریاشم توی چنل تلگرام بود که خب دیگه نیست.