این چند وقت اخیر دیر به دیر اومدم به دیدارتون.
کلی حرف و ماجرا و اتفاق های تعریف نشده برای شما و برادرتون دارم.
ولی حق همسایگی نبود اگه شب میلادتون خودمو نمیرسوندم حرم.
دنیای ما و حضرت رضا،تولدتون مبارک دورتون بگردم.پناه تموم روز های تلخ و شیرین.❤️🩹✨
۲۹ فروردین ماه ۱۴۰۵ | حرم حضرت معصومه”س
هدایت شده از خآنومـِ ضُـحأ
فاطمه خوب گفت
ولی حق ِهمسایگی نبود اگه شب ِولادتتون شیفت بر نمیداشتم و نمیومدم نوکری ِزائراتون❤️🩹
https://eitaa.com/vaayeh/2510
-وایه|Vayeh-
فاطمه خوب گفت ولی حق ِهمسایگی نبود اگه شب ِولادتتون شیفت بر نمیداشتم و نمیومدم نوکری ِزائراتون❤️🩹
چه سعادتی..
قبول باشه ازت زیبا جانم :)🫶🏻
-وایه|Vayeh-
به شخصه روز دختر و روز تولدم یکی از مهم ترین ایونت های زندگیمن.و درود به همهی اونایی که توی این د
سلام از شروع روزِ همون ایونت مهم و این داستانا.
-وایه|Vayeh-
امشبم مثل چند شب اخیر با همون جسم تیر خورده و گیم اور شده رفتم.خودم از خودم در عجبم.به فوتی بندم و نیازمند حمد شفای شما.
از لحظهی بیهوشی و به هوش اومدن که چیزی یادم نمیومد.ولی مامان و دوستم میگفتن وقتی به هوش اومدی بعد از گفتن کلمهی گشنمه،گفتی بریم حرم،کیمیریم حرم.
میگفتن اول فکر کردیم منظورت همینجا قمه.هی میپرسیدی کجاییم؟مشهدیم؟ بریم مسجد گوهرشاد دیگه.
خوشحالم.از این ضمیر ناخودآگاه و از این دیوانگی و از این علاقهی بیشتر از توانم خوشحالم. دلم میخواد بارها دوباره بیهوش بشم و به هوش بیام.
فاطمه دورت بگرده بابا رضا..✨
- ۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵-