امشب مامان تمام پارچه مشکی ها رو از کمد در آورد،شست و اتو زد و فردا بابا خونه رو سیاه پوش میکنه. راستش امشب روحم جلا گرفت. ای به قربان غمت اقای اباعبدالله ..
بعضی روزا کنترل کردن زندگی از توان من یکی واقعا خارجه، خدا جون مرسی ک حواست بهم هست.
همونایی که گفتن پیام واضح و روشن بوده و اینقدر مشخصه که نیاز به هیچ تحلیل و توضیحی نداره، دقیقا همونا بلافاصله بعدش دو پاراگراف تحلیل ارائه دادن.
یک سال تمام به امید شب هشتم و شب تاسوعا سر میکنم، و حالا شب هشتم زندم.
الحمدالله ..
با همون دست ها، تو وحشتناک ترین شبای زندگیم دستمو گرفتی و روی افتاب و روشنی رو نشونم دادی. با همون دست های نداشته ..