بعضی روزا کنترل کردن زندگی از توان من یکی واقعا خارجه، خدا جون مرسی ک حواست بهم هست.
همونایی که گفتن پیام واضح و روشن بوده و اینقدر مشخصه که نیاز به هیچ تحلیل و توضیحی نداره، دقیقا همونا بلافاصله بعدش دو پاراگراف تحلیل ارائه دادن.
یک سال تمام به امید شب هشتم و شب تاسوعا سر میکنم، و حالا شب هشتم زندم.
الحمدالله ..
با همون دست ها، تو وحشتناک ترین شبای زندگیم دستمو گرفتی و روی افتاب و روشنی رو نشونم دادی. با همون دست های نداشته ..
شبای محرم دلم میخواد ۵.۶ نفر باشم.
یه نفر بره هیات خودمون.یه نفر بره سخنرانی حاج اقا مومنی.یه نفر بره حرم.یه نفر بره روضههای نریمان پناهی.یکی ام بشینه یه گوشه و تا صبح مداحی های مورد علاقشو گوش کنه و باهاشون گریه کنه. شبای محرم از جسم تک بعدی ناراحتم.