با همون دست ها، تو وحشتناک ترین شبای زندگیم دستمو گرفتی و روی افتاب و روشنی رو نشونم دادی. با همون دست های نداشته ..
شبای محرم دلم میخواد ۵.۶ نفر باشم.
یه نفر بره هیات خودمون.یه نفر بره سخنرانی حاج اقا مومنی.یه نفر بره حرم.یه نفر بره روضههای نریمان پناهی.یکی ام بشینه یه گوشه و تا صبح مداحی های مورد علاقشو گوش کنه و باهاشون گریه کنه. شبای محرم از جسم تک بعدی ناراحتم.
طبق رسم هر سال؛
نماز ظهر عاشورا زیر آسمون خدا
افتاب سر ظهر ..
عاشورای ۱۴۴۸ | جنت العباس
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
شرمندهام که از غم گودال زندهام
من هرچه کردم این نفس نیمه جان نَمُرد ..💔
عاشورای ۱۴۴۸ | مقتل خوانیِ جنت العباس
-وایه|Vayeh-
روز شماری میکنم برای جلسهی مقتل خوانی روز تاسوعا و عاشورا. گریه برای شما اوج حال خوب ماست اقای اباع
منو به محرمت رسوندی،به شب هشتم و مقتل خوانی تاسوعا و عاشورا هم رسوندی. راستش خواسته ای ازتون ندارم،جز اینکه شب اول قبرم بیاید و بگید من اینو میشناسم، بیاید بگید این برای من و اهل و بیتم اشک ریخته،یه عمری نوکریمو کرده. نکنه راهمو جدا کنیا!
آخر و عاقبت من هر چی باشم ته ته تهش دلم به این محبتی که از شما و خانوادتون تو دلمه خوشه. من خیلی رو این عشق حساب باز کردما. هم برای دنیام هم برای اخرتم. خلاصه بخوام بگم،ممنون از مادرتون که اجازه داد یک سال دیگه هم زنده باشم و بتونم پا تو روضه بذارم و نوکریتونو بکنم. ممنون که منِ بد قول ناچیز رو لایق محبت و اشک ریختن برای خودتون قرار دادید.
ممنون از خداجون که از روز ازل حب شما رو تو قلب و وجودم کاشت.
دهه اول محرم ۱۴۴۸ | قم المقدسه،جنت العباس