بسم الله الرحمن الرحیم
دربارهٔ مردی که خیلی حیف است او را نشناسید
یادداشت جدید
تقدیمی ناقابل جگر تاولزدهٔ پرستو عسگرنجاد
به مردمان شروهخوان بندر…
من هرچه گشتم نتوانستم حتی یک عکس سادهٔ باکیفیت از تو پیدا کنم.
خیلی از آدمها به سرشان زده لااقل یک بار اسم خودشان را گوگل کنند. اگر تو خودت هم #اسماعیل_تاجیک را گوگل میکردی، عکسی بهتر از این از خودت پیدا نمیکردی. یک کلیپ کوتاه هم البته هست که خواسته مهمترین ساعات زندگیات را در ۴۶ ثانیه با چند غلط نگارشی خلاصه کند، انگار همهچیز دست به دست هم داده که پیدا نباشی…
آقای اسماعیل تاجیک!
من به تو غبطه میخورم.
تو پنج سال از من کوچکتری، متولد هفتادوپنجی، اما هفتادسال از من بزرگتری. آدم فقط وقتی بزرگ باشد، وقتی جگر بزرگ داشته باشد، میتواند قهرمان باشد آن هم وقتی اسمش بالای فهرست قهرمانهای سرشناس نباشد.
آن صبح شومی که دریا سوخت، بعد از انفجار مهیب بندرعباس، تو زنده ماندی. کارمند اسکله بودی، مثل برادرت، اکبر. اکبر میگوید تو را دیده که زنده بودی. میگوید از تو فیلم دارد که رخبهرخ آتش، بلند شدهای، فرار نکردهای، جانت را برنداشتهای از مهلکه دربروی، بلکه جوانیات را گرفتهای سر دستت و دویدهای به سمت آتش! رفتهای بقیه را نجات دادهای. فیلمت هست که مصدومی را که لباس به تنش سوخته و ناله میکند، بهزحمت از آتش دور میکنی.
آقااسماعیل!
خانمت دو ماه دیگر فارغ میشود. ما زنها طاقت نداریم. زود سیسمونی میخریم. اتاق بچهتان را حتماً چیده. گوشیات حتماً پر عکسهای هر نوبتِ سونوگرافیست. روی عکس زوم کردهای، صورتت پر ذوق مردانه شده، زیر لب گفتهای «فدات بشم بابا».
بابااسماعیل!
چطور شد که وقتی به آتش زدی، عکس سونوگرافی پایت را سست نکرد؟ چطور شد که فکری نشدی زودتر خودت را به خانمت برسانی خبر بدهی سالمی که با آن بار شیشه هول نکند؟ چطور شد که درست وسط مهلکه، رفتی سمت خطر؟
آن کلیپ ۴۶ثانیهای میگوید وسط دود و خاکستر و شعلههای تیز، جان چهار نفر را نجات دادهای و بعد دیگر کسی تو را ندیده. چهار روز اکبر به همهجا سرزده و یک جواب شنیده: «مردم استخوانخالیاند! مغز استخوانشان هم سوخته. آزمایش دیانای بدهید شاید چیزی بین این خاکسترها…»
تو استخوانخالی نبودی اسماعیل! تو تا مغز استخوانت پر از غیرت و مردانگی بود. تو جمجمهات را به خدا قرض دادی برادر.
امروز خبر رسید پیدایت کردهاند. بعد نجات مردم، نوبت به خودت که رسیده، پایت در شکاف سولهای گیر کرده. دود نگذاشته نفس بکشی. نگذاشته دو ماه بیشتر بمانی بچهات دنیا بیاید و بروی. دود تو را پوشاند تا قهرمان گمنام وطن باشی. من هم مثلاً تقلا کردم نگذارم. گوگل را میخواهی چکار؟ تو حالا در آسمانها شناس شدی اسماعیل!
https://t.me/takooch/4157
📜حکمت ۴۴۳ نهج البلاغه
هنگامى كه خبر شهادت مالك اشتر رحمه الله به امیرالمومنین علی عليه السلام رسيد، امام عليه السلام درباره او چنين فرمود:
مالك، اما چه مالكى!
به خدا سوگند اگر كوه بود يكتا بود و اگر سنگ بود سرسخت و محكم بود.
هيچ مركبى نمى توانست از كوهسار وجودش بالا رود و هيچ پرنده اى به قله آن راه نمى يافت.
🆔 @vabel110
📌شرح حکمت
🔹زندگى پرافتخار مالك اشتر، شاهد بر اين گفتار امام(عليه السلام) است. فكر او به اندازه اى بلند بود كه غير از امام و پيشواى خود و مصالح مسلمين كسى يا چيزى را به رسميت نمى شناخت و استقامت او در حدى بود كه در برابر هيچ دشمنى سر تسليم فرود نياورد و به خصوص امتحان خود را در جنگ صفين پس داد كه اگر فتنه گران مانع نشده بودند كار لشكر شام و معاويه را يكسره كرده بود.
🔹امام(عليه السلام) در موارد ديگرى از نهج البلاغه ازجمله در نامه سيزدهم نيز به مدح و بيان منزلت او پرداخته به هنگامى كه به او مأموريتى در لشكر صفين مى دهد، درباره او مى گويد: او كسى است كه سستى در عزمش راه ندارد و بيم لغزش در او نمى رود. در جايى كه سرعت لازم است كندى نخواهد كرد و در آن جا كه ملايمت لازم است سرعت و شتاب به خرج نمى دهد.
🔹هنگامى كه ولايت كشور مصر را به دست مالك سپرد در نامه اى به مردم آن كشور مرقوم داشت: بعد از حمد و ثناى الهى، من يكى از بندگان خاص خدا را به سوى شما فرستادم; كسى كه به هنگام خوف و خطر خواب به چشم او راه نمى يابد و در ساعات ترس و وحشت از دشمن نمى هراسد و فرار نمى كند. در برابر بدكاران از شعله آتش سوزنده تر است و او مالك بن حارث از طايفه مذحج است.
🆔 @vabel110
📌شرح حکمت
بهترين روش براى كار كردن:
🔹نبايد همچون كسانى بود كه وقتى مدح و فضيلت كارى را مى شنوند با شتاب به آن روى مى آورند و به صورتى خسته كننده آن را انجام مى دهند ولى چيزى نمى گذرد كه از آن ملول شده رهايش مى سازند. چه بهتر كه انسان كار سبك ترى را انتخاب كند و همواره پرنشاط آن را انجام دهد.
🔹اين سخن، هم درمورد عبادات صادق است و هم درمورد مسائل اخلاقى و كمك هاى اجتماعى و فراگيرى علم و دانش و مانند آن.
🔹بعضى هستند هنگامى كه فضيلت عملى مانند تلاوت قرآن را مى شنوند شب و روز و وقت و بى وقت به تلاوت مى پردازند و خود را خسته و ملول مى كنند و آن را به زودى رها مى سازند. يا در مسير علم و دانش شروع به فراگيرى از اين استاد و آن استاد و بحث با دوستان مختلف و مطالعه كتب تا نيمه شب و فراتر از آن مى كنند اما به زودى خسته مى شوند و گاه متنفر و بيزار، و براى هميشه آن را رها مى سازند و اين خطرى است بزرگ براى پويندگان راه حق. ولى عاقلان و هشياران كار سبك تر و مستمر را بر چنين كارهاى پرفشار و ملالت خيزى ترجيح مى دهند. اولى مانند رگبارى است كه در زمين خشك و تشنه اى بريزد; موقتاً آن را سيراب مى كند ولى بعد از آن، آفتاب سوزان، گياهانى را كه با آن رگبار سر از زمين بيرون آورده اند مى خشكاند. دومى مانند باران هاى ملايم و يا آبيارى قطره اى در عصر ماست كه دست پرورده خود را رهانمى كند و پيوسته آن درخت و گياه را سيراب و سرسبز و خرم و باطراوت نگه مى دارد.
🔹اضافه بر اين، كار پرفشار و كوتاه مدت هرگز براى انسان به صورت ملكه درنمى آيد در حالى كه كار كم فشار و مستمر تبديل به ملكه اى مى شود كه انسان همواره به راحتى آن را انجام مى دهد و از آن لذت مى برد.
🆔 @vabel110
هدایت شده از کانال محمد فرجی
شیطان هیچ وقت نمیگہ نماز نخون
اول میگہ چہ عیبے داره نمازتو دیرتر بخونے
بعدش میگہ نماز فقط وسیله است؛
مهم اینہ دلت پاک باشہ
گولشو نخورے
عکسش عمل کن
#نماز_اول_وقت
@faraji_shomali
مثل فردایی برای خیلی از علما که الان در قید حیات نیستند دلخوشی بود. فردا یکشنبهست. و خب فرصتی برای غسل و نماز یکشنبههای ماه ذیالقعده.
ــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:
رسول خدا-صلیاللهعلیهوآلهوالسلم-در یكشنبه ماه ذی القعده میان مردم آمد و فرمود: «ای مردم، كدامیک از شما میخواهد توبه كند؟
عرض كردیم: همه میخواهیم توبه كنیم.
فرمود:
•غسل(توبه) كنید
•وضو بگیرید
•چهار ركعت نماز - در هر ركعت
•یک بار «فاتحه»
•سه بار «قل هو الله أحد»
•یک بار سوره های ناس و فلق
•سپس هفتاد بار استغفار كنید؛ «أسْتَغْفِرُاللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ»
•و آن را به «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم» ختم كنید.
• آن گاه دستها را بالا آورید و بگویید:
«یا عَزِیزُ یَا غَفَّارُ، اِغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ أَنْتَ.»
📌شرح حکمت
پيوند اخلاق نيك با يكديگر:
🔹طبيعى است كه وقتى بر شاخه درختى ميوه خوب و جالبى ببينيم دور از انتظار نيست كه همانند آن در شاخه هاى ديگر نيز يافت شود. همچنين هرگاه انسان در جايى به قطعه سنگ قيمتى اى برخورد كند چه بسا كه نشانه وجود معدنى از آن در آن جا باشد. اين سخن در وجود انسان دليل روشنى دارد و آن اين كه كارهايى كه انسان به طور مكرر انجام مى دهد يك ريشه باطنى دارد كه در نهاد اوست و اين ريشه باطنى سبب مى شود كه مشابهات آن نيز در وى ظاهر گردد. همان گونه كه عكس آن نيز چنين است; هرگاه ببينيم انسانى بدزبان و فحاش است غالباً پى مى بريم كه در كارهاى ديگر نيز در مسير غلط و ناپسند قرار دارد از چنين انسانى نمى توان انتظار امانت دارى و صداقت داشت. به تعبير ديگر، نيكى ها و بدى ها غالباً به هم پيوسته اند گويى يكديگر را صدا مى زنند و دعوت مى كنند.
🔹البته ممكن است استثنائاتى وجود داشته باشد كه شخصى تنها يك صفت خوب يا يك صفت بد داشته باشد و بقيه صفاتش با آن هماهنگ نباشد ولى همان گونه كه اشاره شد اين ها جنبه استثنايى دارد نه قاعده كلى.
🔹به هر حال اين گفتار حكيمانه دو پيام براى ما دارد: پيام اول درمورد انسان شناسى است كه براى شناخت افراد، غالباً مى توان روى يكى از صفات خوب يا بد آن ها تكيه كرد و آن را نشانه اى براى بقيه صفات دانست. دوم اين كه در تهذيب نفس بايد مراقب باشيم كه اگر صفت زشتى در ما پيدا شد انتظار نفوذ بقيه زشتى ها را هم داشته باشيم و اگر توانستيم صفت خوبى را در خود ريشه دار كنيم بايد به آينده خويش اميدوار باشيم كه در پرتو آن، صفات ديگر نيز ممكن است رويش پيدا كند.
🆔 @vabel110
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیندار آن است که در کشاکش بلا دین دار بماند وگرنه در هنگام راحتی و فراغت و صلح و سلم چه بسیارند اهلِ دین.
«شهید آوینی»
شب بخیر