📌شرح حکمت
بهترين روش براى كار كردن:
🔹نبايد همچون كسانى بود كه وقتى مدح و فضيلت كارى را مى شنوند با شتاب به آن روى مى آورند و به صورتى خسته كننده آن را انجام مى دهند ولى چيزى نمى گذرد كه از آن ملول شده رهايش مى سازند. چه بهتر كه انسان كار سبك ترى را انتخاب كند و همواره پرنشاط آن را انجام دهد.
🔹اين سخن، هم درمورد عبادات صادق است و هم درمورد مسائل اخلاقى و كمك هاى اجتماعى و فراگيرى علم و دانش و مانند آن.
🔹بعضى هستند هنگامى كه فضيلت عملى مانند تلاوت قرآن را مى شنوند شب و روز و وقت و بى وقت به تلاوت مى پردازند و خود را خسته و ملول مى كنند و آن را به زودى رها مى سازند. يا در مسير علم و دانش شروع به فراگيرى از اين استاد و آن استاد و بحث با دوستان مختلف و مطالعه كتب تا نيمه شب و فراتر از آن مى كنند اما به زودى خسته مى شوند و گاه متنفر و بيزار، و براى هميشه آن را رها مى سازند و اين خطرى است بزرگ براى پويندگان راه حق. ولى عاقلان و هشياران كار سبك تر و مستمر را بر چنين كارهاى پرفشار و ملالت خيزى ترجيح مى دهند. اولى مانند رگبارى است كه در زمين خشك و تشنه اى بريزد; موقتاً آن را سيراب مى كند ولى بعد از آن، آفتاب سوزان، گياهانى را كه با آن رگبار سر از زمين بيرون آورده اند مى خشكاند. دومى مانند باران هاى ملايم و يا آبيارى قطره اى در عصر ماست كه دست پرورده خود را رهانمى كند و پيوسته آن درخت و گياه را سيراب و سرسبز و خرم و باطراوت نگه مى دارد.
🔹اضافه بر اين، كار پرفشار و كوتاه مدت هرگز براى انسان به صورت ملكه درنمى آيد در حالى كه كار كم فشار و مستمر تبديل به ملكه اى مى شود كه انسان همواره به راحتى آن را انجام مى دهد و از آن لذت مى برد.
🆔 @vabel110
هدایت شده از کانال محمد فرجی
شیطان هیچ وقت نمیگہ نماز نخون
اول میگہ چہ عیبے داره نمازتو دیرتر بخونے
بعدش میگہ نماز فقط وسیله است؛
مهم اینہ دلت پاک باشہ
گولشو نخورے
عکسش عمل کن
#نماز_اول_وقت
@faraji_shomali
مثل فردایی برای خیلی از علما که الان در قید حیات نیستند دلخوشی بود. فردا یکشنبهست. و خب فرصتی برای غسل و نماز یکشنبههای ماه ذیالقعده.
ــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:
رسول خدا-صلیاللهعلیهوآلهوالسلم-در یكشنبه ماه ذی القعده میان مردم آمد و فرمود: «ای مردم، كدامیک از شما میخواهد توبه كند؟
عرض كردیم: همه میخواهیم توبه كنیم.
فرمود:
•غسل(توبه) كنید
•وضو بگیرید
•چهار ركعت نماز - در هر ركعت
•یک بار «فاتحه»
•سه بار «قل هو الله أحد»
•یک بار سوره های ناس و فلق
•سپس هفتاد بار استغفار كنید؛ «أسْتَغْفِرُاللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ»
•و آن را به «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم» ختم كنید.
• آن گاه دستها را بالا آورید و بگویید:
«یا عَزِیزُ یَا غَفَّارُ، اِغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ أَنْتَ.»
📌شرح حکمت
پيوند اخلاق نيك با يكديگر:
🔹طبيعى است كه وقتى بر شاخه درختى ميوه خوب و جالبى ببينيم دور از انتظار نيست كه همانند آن در شاخه هاى ديگر نيز يافت شود. همچنين هرگاه انسان در جايى به قطعه سنگ قيمتى اى برخورد كند چه بسا كه نشانه وجود معدنى از آن در آن جا باشد. اين سخن در وجود انسان دليل روشنى دارد و آن اين كه كارهايى كه انسان به طور مكرر انجام مى دهد يك ريشه باطنى دارد كه در نهاد اوست و اين ريشه باطنى سبب مى شود كه مشابهات آن نيز در وى ظاهر گردد. همان گونه كه عكس آن نيز چنين است; هرگاه ببينيم انسانى بدزبان و فحاش است غالباً پى مى بريم كه در كارهاى ديگر نيز در مسير غلط و ناپسند قرار دارد از چنين انسانى نمى توان انتظار امانت دارى و صداقت داشت. به تعبير ديگر، نيكى ها و بدى ها غالباً به هم پيوسته اند گويى يكديگر را صدا مى زنند و دعوت مى كنند.
🔹البته ممكن است استثنائاتى وجود داشته باشد كه شخصى تنها يك صفت خوب يا يك صفت بد داشته باشد و بقيه صفاتش با آن هماهنگ نباشد ولى همان گونه كه اشاره شد اين ها جنبه استثنايى دارد نه قاعده كلى.
🔹به هر حال اين گفتار حكيمانه دو پيام براى ما دارد: پيام اول درمورد انسان شناسى است كه براى شناخت افراد، غالباً مى توان روى يكى از صفات خوب يا بد آن ها تكيه كرد و آن را نشانه اى براى بقيه صفات دانست. دوم اين كه در تهذيب نفس بايد مراقب باشيم كه اگر صفت زشتى در ما پيدا شد انتظار نفوذ بقيه زشتى ها را هم داشته باشيم و اگر توانستيم صفت خوبى را در خود ريشه دار كنيم بايد به آينده خويش اميدوار باشيم كه در پرتو آن، صفات ديگر نيز ممكن است رويش پيدا كند.
🆔 @vabel110
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیندار آن است که در کشاکش بلا دین دار بماند وگرنه در هنگام راحتی و فراغت و صلح و سلم چه بسیارند اهلِ دین.
«شهید آوینی»
شب بخیر
وابل🇮🇷
📜 حکمت ۴۴۶ نهج البلاغه ميان امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و غالب بن صعصعه پدر فرزدق، گفتگويى بود،
صعصعه و غالب و فرزدق كيستند؟